حقیقت دنیا از دیدگاه مكتب عرفان
11وقتیكه اینطور شد هَانَ عَلَیهِ الدُّنیا و إبلیسُ و الخَلقُ؛ دیگر دنیا و ابلیس خلق بر او آسان خواهد شد. مطلب را میگوید، مردم ایراد گرفتند گرفتند، نگرفتند نگرفتند. مدح كردند بكنند، مدحنكردند نكنند. امروز آقا با دیروز فرق داشت، دیروز بهتر بود، امروز كمتر بود. اینها دیگر نبایستی كه برای انسان تأثیری داشته باشد.
بنابراین امام علیه السّلام میفرماید: وَ لَایطلُبُ الدُّنیا تَفَاخُرًا و لَا تَكاثرًا دنیا را برای تفاخر نمیطلبد و برای كثرتگرایی نمیخواهد. واقعاً اگر ما نگاه كنیم رموز سیر و سلوك و حقیقت تربیت و تزكیه در همین یك كلام امام صادق علیه السّلام گنجانده شده است. این حدیث عنوان بصری واقعاً میتوانیم بگوییم معجزه امام صادق علیه السّلام است؛ یعنی هر كلمه و هر عبارتی را كه ما بخواهیم روی آن فكر كنیم و دقت كنیم و به عنوان مطلبی كه از یك شخصیت معصوم به دست ما رسیده، با این طرز تفكر به آن نگاه كنیم، یعنی شخصیتی كه عصمت واقعی و حقیقی برای او در كلام است و كلام او عین حق و حق واقع است، میبینیم كه این كلام و این تعبیر انتهای او فقط و فقط به توحید میرسد. یعنی وقتی تمام مسائل و مراحل را پشت سر هم بگذارد، حقیقتش صرفاً به توحید و به كیفیت وصول به توحید میرسد كه همان عین واقع و متن واقع است.
همانطوری كه در جلسه گذشته خدمت رفقا عرض كردم در اینجا دو مطلب است. امام نمیفرماید دنیا را طلب نمیكند. یك وقت حضرت میفرمایند: لَایطلُبُ الدُّنیا دنیا را طلب نمیكند، این یك مطلبی بود. یعنی اصلًا سراغ دنیا نمیرود. اما كلام حضرت این است كه دنیا را برای تفاخر و چشم و هم چشمی و تظاهر به یكدیگر و ارائه نفس و ارائه شخصیت به دیگران نمیخواهد، و الّا نه اینكه دنیا را نخواهد. پس در وهله اول، آنچه كه از كلام حضرت استفاده میشود طلب دنیا اشكالی ندارد، انسان دنیا را بطلبد. اما این طلب نباید طلب تفاخر باشد، طلبی باشد برای فخر فروختن به دیگران مسئله تكاثر مسئلهای است كه در جای خودش باید صحبت بشود. مطلب ما فعلًا در تفاخر و كیفیت فخر فروختن و مباهات كردن قرار دارد حضرت میفرمایند كه طلب دنیا اشكال ندارد، دنیا را هر كس میخواهد طلب كند برود طلب كند، هیچ منافاتی با مسئله توحید ندارد، با مسئله عرفان هیچ منافاتی ندارد، با مسئله سیر و سلوك منافاتی ندارد.

