تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى
9بعد امام علیه السّلام میفرماید: وَ لَایطلُبُ الدُّنیا تَفَاخُرًا و لَا تَكاثرًا دیگر به دنبال تفاخر و تكاثر در دنیا زندگی نمیكند؛ در دنیا زندگی میكند ولی زندگی او زندگی تفاخر نیست و زندگی تكاثر نیست.
از دیرباز برای همه افرادی كه جنبه الهی را در زندگی و در روش خود مورد توجه قرار میدهند این مسئله مورد سؤال و پرسش بوده است. در فلسفه مادّی این مسئله مطرح نیست. در فلسفه مادّی رسیدن به مرتبه بالاتر و بدست آوردن رفاه بیشتر و التذاذ از لذّتها به هر نحو ممكن ملاك است. این آثار فلسفه مادّی و مادیگری است. در فلسفه مادیگری محوریت خود انسان است و لذّات انسان و آثار وجودی انسان، به دیگران كاری ندارد و تا حدّی این فلسفه به دیگران میپردازد كه موجب تعدّی و تجاوز نسبت به حقوق دیگران باشد؛ یعنی اگر یك فرد در آن حیطه اختیارات خود به كیفیتی عمل كند كه به حقوق دیگران و حریم دیگران تجاوز نكند در این فلسفه هیچ ایراد و اشكالی متوجه او نخواهد شد. فرض كنید كه اگر تمام زمین را از طلا دارد و همسایه او از گرسنگی بمیرد هیچ اشكالی متوجه او نخواهد شد. اگر به همه امكانات دسترسی دارد ولی برادر او از بیامكانی تكه تكه بشود هیچ ارتباطی به او ندارد این فلسفه فلسفه مادّی است. در فلسفه مادّی، مادّه و خود انسان مطرح است و آن دیالوگی كه بین مادّه و بین انسان برقرار است او محور برای اعمال انسان و رفتار انسان است و تا جاییكه به حق دیگری تجاوز نشود، ولو اینكه بمیرد، هزار نفر بمیرند، بمیرند، ما كه به حق آنها تجاوز نكردیم، میخواستند داشته باشند، میخواستند آنها هم به یك همچنین مسائلی دسترسی داشته باشند. در فلسفه مادّی این مسئله مطرح نیست.
امّا در فلسفه الهی كه محوریت حركت انسان بر اساس تطبیق اعمال و كردار به مقتضای رضای پروردگار است و عمل انسان در این دنیا برای رسیدن به مقصد است خود این عمل فیحدّنفسه مطرح نیست، خود نفس این كار فیحدّنفسه مطرح نیست، صحّت عمل و صحّت فعل انسان منوط است به در راستای رضای پروردگار قرار گرفتن؛ اگر قرار گرفت امضاء میشود و اگر قرار نگرفت رد میشود و باطل میشود. در این فلسفه الهی این كلام امام صادق علیه السّلام مطرح است كه چطور در دنیا مسئله تفاخر و تكاثر نباید باشد.

