خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
9ایشان علاوه بر آن دارالكتابه یك كلاس دیگری هم داشت ما در آن كلاس هم شركت میكردیم. حدود بیست، بیست و پنج نفر در آن كلاس حضور داشتند. بعضی از افرادی كه در آن كلاس بودند وقتی ایشان ایراد آنها را میگرفت به آنها برمیخورد كه ما اینقدر زحمت كشیدیم و حالا توقع داشتند كه ایشان تمجید كند و تعریف كند. وقتی ایراد میگرفت به آنها برمیخورد. وقتی كه میرفتند به من میگفت فلانی اینها هیچ ترقّی نخواهند كرد، آن شاگردی ترّقی میكند كه ایرادی را كه گرفته میشود با جان و دل بپذیرد. اینجا نكته است! نه تنها با جان و دل بپذیرد بلكه خود به دنبال ایراد گرفتن استاد بدود و از او بخواهد، نه اینكه همینطور بنشیند. آقا چرا اینجا كج است؟ ا! گفتند كج است. چرا اینجا راست است؟ گفتند راست است. چرا اینجا اینطور است؟ نه این فائدهای ندارد و بدون این مسئله مطلب درست بشو نیست. بارها مرحوم حدّاد میفرمودند: آن سالكی كه از ایرادی كه استاد به او میگیرد بهراسد قدم از قدم برنمیدارد، هیچ فائده ندارد، برود به دنبال كارش.
ما در این دنیا برای چه آمدهایم؟ برای این آمدیم كه ایرادهای خود را برطرف كنیم، یا برای اینكه كمالات و نقاط مثبت خود را به منصّه ظهور و بروز و ارائه قرار بدهیم؟ نقاط مثبت كه مثبت است احتیاج به ارائه ندارد. نقاط مثبت كه در یك حدّ، ثابت است آنكه زیاد نمیشود. اگر بخواهد نقاط مثبتی بر یك امر زائد بشود باید از نقصانهای او كم بشود. وقتی كه نقصان كم شد هی به نقاط مثبت اضافه میشود. امّا فرض كنید كه در یك نفر سه نقطه مثبت است و او به دنبال رفع نقاط منفی خود نرود خب همان سه نقطه تا نود سالگی هم باقی میماند، چهارتا كه نمیشود. امّا اگر خودش را در دست تربیت انداخت، در دست محك انداخت، در دست بوته امتحان انداخت، آن شخص هم هی شروع میكند تذكر دادن: اینجا خراب است آنجا را درست كن، اینجا را فلان كن، یك یك، یك یك، كمكم، كمكم درست میشود.

