
خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
20امّا اگر آمد به فرمایش امام صادق علیهالسّلام عمل كرد، از اوّل راه نفوذ شیطان را سد كرد نفوذ یعنی به معنای تسلط كاملها نه به معنای تذكر، نه! شیطان تذكر خودش را میدهد امور خود را به خدا واگذار كرد. در بعضی از موارد بالأخره انسان بشر است خطوراتی پیش میآید، تصوّراتی پیش میآید، برای هر كسی پیش میآید، همه ما در اینجا دچار این تصوّرات هستیم. در بعضی از موارد یك مطالب خلافی به ذهن میرسد بالأخره انسان بشر است یك مسئله عادیست. به قول مرحوم آقای حدّاد كه بارها میفرمودند حتی به بنده میفرمودند: ضلات و لغزشهایی كه برای سالك پیش میآید اینها هیچ ارزشی ندارد چون سالك در طریق عبور است و در طریق قطع است و در مسیر رسیدن به غایت و هدف و توحید هست. ضلات پیش میآید توبه میكند و به راه خودش ادامه میدهد. اینها مسئله نیست. مسئله اینجاست كه انسان خارج از این چهارچوبی كه امام صادق علیهالسّلام ترسیم كردند بخواهد حركت كند، بخواهد به طریق ریاضات شرعیه یا غیرشرعیه این مهالك را طی كند، بخواهد به طریقها و روشهایی كه افراد دیگر از سایر ملل و از سایر مكاتب و ادیان ارائه میدهند برود، بخواهد سر خود راهی را برای عبور از نفس و انانیتها انتخاب كند، خارج از این چهارچوب حركت كند در گودال و در قعر چاه و وِیل انانیتها و نفسانیات افتاده و آنجا را برای خود بهشت برین میداند.
اینجاست كه خطرات فوقالعاده مهم است و بسیار مسائل عجیب و غریب پیش میآید و هر بلایی كه آمده است بر امّتها بهواسطه وجود افرادیست كه آنها سر خود و روی خواست و سلیقههای شخصی خود خواستهاند خود را از اجتماع كنار بكشند و راه تشخیص داده با تخیلات خود را برای رسیدن به كمال پیگیری كنند و حركت بكنند، غافل از اینكه هرچه میگذرد بر نفس آنها هی اضافه میشود، هی اضافه میشود و هی ... ولی اینها را كه میداند؟ و چه شخصی به این مطالب پی میبرد؟ افراد عادی؟ نه! افراد عادی اینها را از اولیاء میدانند، افراد عادی اینها را از عرفا میپندارند، افراد عادی اینها را در صدر بهشت جای میدهند، اینها را آن افراد خبیر كه وقتی نگاه میكنند میزنند به آن سرّ و ضمیر شخص كه اگر هفتصد هزار سال فكر كند خود آن شخص به اینجا نمیرسد اینها آنجا را میبینند. و لذا میگویند عجب نفس كافری دارد این شخص! عجب نفس معاندی دارد این شخص، عجب نفس لجوج و عنودی دارد این شخص كه به هیچوجه زیر بار نمیرود. ولی سایر افراد وقتی كه نگاه میكنند: عجب، چه فردیست، چه حالاتی دارد، چه مكاشفاتی دارد، چه كراماتی دارد، چه مطالبی دارد. اینها چه كسانی هستند؟ آن اهل توحید آن نقاط را میتوانند تشخیص بدهند. نقاطی كه اگر دویست سال بر عمر او گذشته باشد دویست هزار سال دیگر هم بگذرد بدتر از دویست هزار برابر امروز خودش بر نفسش اضافه میشود، بر انانیتها اضافه میشود، بر خصوصیات اضافه میشود و به همان مقدار بر خطرات اضافه میشود، و به همان مقدار بر مسائل اضافه میشود.
