
خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
18اگر انسان بداند شئوناتی كه خداوند به او داده این مربوط به او نبوده، این مربوط به خدا بوده. مال دارد خدا به او داده، خصوصیات اجتماعی دارد خدا به او داده، كمال ظاهری دارد خدا داده، حرفه و تخصّص دارد خدا داده، هرچه دارد از ناحیه خداست. و در آنچه كه خداوند به او داده احساس ملكیت نكند.
سوّم: به اوامر و نواهی الهی بپردازد، به آنچه كه خداوند تكلیف كرده بپردازد. وقتی اینطور شد هَانَ عَلَیهِ إبلیسُ، دیگر ابلیس آن چهره مخوف و آن چهره مرعوب و با رعب و وحشت را دیگر برای او ندارد، آسان میشود، در كنار او حركت میكند. چرا؟ چون امورات خودش را به جایی سپرده است كه شیطان دیگر نمیتواند در آنجا دست اندازی كند.
در جلسات قبل عرض شد خداوند درباره شیطان میفرماید: إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ* إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ النحل، ٩٩ و ١٠٠ سلطنت و إشراف ابلیس بر خدا كه نیست و همینطور بر افرادی كه امور خودشان را به خدا انداختند سلطنت ندارد، سلطه ندارد آنها را بكشاند. ولی آن نكتهای كه در اینجا میماند این نكته است: سلطنت شیطان و جنود شیطان بر افرادی است كه آنها آمدند از خدا جدا شدند. او میتواند بر اینها نفوذ پیدا كند؛ یعنی وقتی كه به آنها وسوسه كرد این وسوسه را به حدی برساند كه این وسوسه به عنوان یك حقیقت در نفس او حك بشود، این را میگویند سلطان. ولی سلطان نه به عنوانی كه دست او را بگیرد عرض كردیم در اینجا بین ابلیس و بین ملائكه هیچ تفاوتی نیست هر دو یكی هستند امّا از نقطه نظر وسوسه، هی وسوسه میكند، وسوسه میكند، میكند تا اینكه آن وسوسه میآید و به عنوان یك مسئله غیرقابل بازگشت در نفس انسان حك میشود و میماند. این میشود: عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ به كسانی كه توّلی او را میكنند ولایت او را خریدهاند و ولایت خدا را فروختهاند و در تحت ولایت شیطان درآمدند، وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ آن كسانی كه به خدا شرك میورزند، این شیطان میآید روی اینها.
