خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
11برای فردی كه دیگر ارتكاب گناهان ظاهری در او منتفی شده باشد هیچوقت نمیآید وسوسه ارتكاب عمل حرام كند. چرا؟ چون این فرد به هر علّتی كه میخواهد باشد از نقطه نظر فهم و ادراك این عمل حرام و احتراز از این عمل حرام به فعلیت رسیده است و شیطان با كسی كه در یك مرتبه به فعلیت رسیده است كاری ندارد. دنبال افرادی میرود كه در مسیر تكاملی خود در مرتبه استعداد قرار دارند و آن استعداد را نمیخواهد به فعلیت برساند، میخواهد برگرداند به قهقرا، دنبال اینها میرود. میآید سراغ نقاط ضعف دیگر، مسائل دیگر، تعلقّات دیگر، خصوصیات نفسانی دیگر، مسائلی كه این شخص نگاه میكند با چه خصوصیاتی در ارتباط است، قضایای اجتماعی، مسائل شخصیتی، شئونات، ارتباطات، مسائل نفسانی. این خصوصیاتی كه مانعیتش و سد راه بودنش برای رسیدن به مقام قرب الهی هزارها برابر بلكه میلیونها برابر از انجام یك عمل حرام ظاهری بیشتر است. میآید میرود سراغ اینها، میآید میرود سراغ اینها.
میگویند بایزید داشت با بعضی از شاگردانش از یك جایی عبور میكرد ظاهراً بایزید ثانی بود چون بایزید اوّل در این مسئله نبود، در این مرتبه نبود. چون دو بایزید داریم، بایزید بزرگ و بایزید كوچك به اتّفاق شاگردانش از كنار یك سگی گذشت و باران آمده بود و خیس بود. او همچین با یك توجّه و با یك بیاعتنایی از كنارش خودش را جمع كرد كه اصابت نكند. سگ در مقام مكاشفه با او به تكلّم پرداخت. گفت: من نجس هستم میخواهی از كنار من احتراز كنی این اشكال ندارد، چرا دیگر بیاعتنایی كردی، چرا حالت گرفتی، چرا با این توجّه رد شدی؟ اینها واقعیت داردها همه اینها واقعیت دارد! خب من نجس هستم خودت را كنار بكش، دیگر چرا به یك حالت اشمئزاز و تنفر آمدی از كنار من رد شدی؟ بگو ببینم كه مرا سگ قرار داد و تو را بایزید قرار داد؟ آیا سگ شدن من به اختیار من بود و آیا بایزید شدن تو و انسان شدن تو به اختیار تو بود؟! تو كه در خلقت خودت اختیار نداشتی. ببینید چطور محكوم میكند! یعنی اینحیوان در مقام مثال و در مقام ملكوت دارای عقل و شعور است گرچه در مقام ظاهر به این كیفیتی است كه انسان به او توجّه نمیكند ولی در مقام ملكوت خودش شعور دارد و در این زمینه اسرار عجیبی است كه خداوند برای افرادی كه روشن كند خواهند فهمید.

