خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
15اگر شیطان نسبت به این مسئله تذكر نمیداد انسان جلسه را هم میگذاشت بدون اینكه متوجّه این قضیه باشد، یا اینكه جلسه را نمیگذاشت و خودبهخود منتفی میشد امّا این نكته منفی در نفس برای ابد باقی میماند. این نكتهای كه باید از او گذشت، این نكتهای كه باید پا گذاشت روی او و بعد انسان آن عمل را انجام بدهد. بعد وقتی كه حساب خودش را صاف كرد و احساس كرد دیگر روضه گذاشتن و نگذاشتن برای او فرق نمیكند میگوید حالا میگذارم. ببینید ردّ شدیم. یك نقطه نقص تبدیل به یك نقطه مثبت شد.
حالا شیطان رحیم است یا نه؟ اینكه در بعضی از عبارات عرفاء دیده میشود كه میگویند شیطان رحیم است این منظورشان است، نه اینكه منظورشان این است كه رجیم نیست، نه اینكه ملعون نیست اینها همه به حال خود. ولی از نقطه نظر تربیتی و از نقطه نظر واسطه و وسیله و آلت برایهدایت و ارشاد اگر این موجود نبود آیا ما به آن مرتبه تكامل میرسیدیم یا نمیرسیدیم؟ وقتی كه میبینید در كتب اعتراض میكنند بر اینكه مولانا در فلانجا گفته رحیم یا فرض كنید كه فریدالدین عطّار در فلانجا گفته شیطان رحیم است و مسخره میكنند و اعتراضات میكنند، نه مطلب را نفهمیدند.
اهل عرفان نظرشان به شیطان به عنوان یك موجود خبیث نجس قابل تنفّر و اینها نیست، آنها به شیطان به عنوان وسیلهای كه برای رشد و كمال و تكامل و رفع نقائص و تجّرد و تبدّل انانیتها به جهات نورانی و روحانی خلق شده توجّه میكنند. منتها كار شیطان این است كه میآید همیشه وسوسه به حرام میكند، وسوسه به خلاف میكند، وسوسه به بُعد میكند، وسوسه به دوری میكند، وسوسه به جدا شدن از حقّ میكند، وسوسه به اموری میكند كه انسان با ارتكاب به این امور نه تنها به یك نتیجهای نمیرسد بلكه عمرش را هم از دست داده.

