
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
21راه خدا باید با اختیار باشد، راه خدا باید با عمل باشد. حضرت میفرمایند: كسی كه امورش را به خدا بسپارد و لَا یدَبِّرَ العَبدُ لِنَفسِه تَدبِیرًا. خودش برای خودش برنامهریزی نكند، برنامهریزی خدا را بیاورد و در زندگی خودش پیاده كند، این شخص هَانَ عَلَیهِ الدُّنیا و إبلیسُ و الخَلقُ؛ دنیا و ابلیس و خلق برای او آسان خواهد شد.
عجیب اینجاست و عجیب اینجاست كه وقتی انسان در هركدام از این دو قطب قرار بگیرد، بهواسطه اشتراك عالم ملكوت با آن خط و با آن قطب، خود او جزو و محو و فانی در آن قطب خواهد شد، و عكس آنهم همینطور است. اگر خودش را در تحت نفوذ و سیطره و هیمنه ملائكه قرار داد از ملائكه میشود، آن ولایت ملائكه میآید او را میگیرد و او میشود ملك و بعد بالاتر. امّا اگر آمد خودش را در تحت قطب شیطان قرار داد؛ آن هیمنه و آن شیطنتی كه بر شیطان و جنود شیطان حاكم است آن میآید او را هم میگیرد این هم جزو مجلس خودشان میكند، بیا تو هم جزو ما هستی. میآید و جزو او قرار میگیرد و آن ولایت میآید و او را در خود محو میكند، میآید محو میكند. آن ولایت میآید روح این فرد را برمیگرداند و همانند روح شیطان او را در خودش ذوب میكند میشود اولیاء الشیطان، اولیاء الطاغوت. اوّل اینطور نیستها، اوّل اینجور نیست. اوّل دلش صاف است، اوّل دلش پاك است، میل به سوی حقّ دارد. یك مرتبه رفت به طرف شیطان بعد شروع میكند خودش را ملامت كردن كه ای داد بیداد در اینجا خلاف كردم، ای كاش این كار را نمیكردم ای كاش فلان نمیكردم. بعد یك جاذبه دیگر پیش میآید دوباره در اینجا كمكم یك مقدار دیگر از ولایت شیطان میآید و آن را در خود میگیرد، دو نقطه را میگیرد، سوم را میگیرد، میگیرد تا به یك حدّی ...
