
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
20افراد عدیدهای برای بنده نامه مینویسند میگویند آقا آن ذكری كه مرحوم قاضی به فلان شخص گفتند كه وقتی میگفت چشمش پایین میافتاد نامحرم را نمیدید آن چیست؟ گفتم: اگر این كار را بكنید هنر نكردید
مرحوم قاضی كه این ذكر را برای سالك نگفته بود؛ یك نفر از نجف آمده پیش ایشان آقا من چشمم به نامحرم میافتد، بفرمایید برو انجام بده. اگر ما این كار را انجام بدهیم ما هنر نكردیم ذكر هنر كرده ما چه كار كردیم؟ ما چه هنری كردیم؟ ما به اندازه یك سرسوزن رشد نكردیم. اگر تا آخر عمر این ذكر را بگوییم و به نامحرم نگاه نكنیم تا آخر عمر مثل اوّلیم هیچ تفاوتی ندارد. هنر آن است كه وقتی در دفتر، وقتی در اداره، وقتی در خیابان، وقتی در آنجا قرار میگیری و میبینی كه چهره زیبایی در قبال تو قرار دارد آنجا سرت را بیندازی پایین. این هنر است و الا همین جوری چشم بیفتد؟ خب از اوّل آدم كور است چه فرق میكند پلك آدم را ببندند آدم صبح كه از منزلش میآید بیرون اگر بشود حالا نمیدانم پزشكان میتوانند یا نه یك چسب میزنند اینها بسته باشد وقتیكه آدم برمیگردد چسب را باز كند. اینكه شد سلوك؟ سلوك. این ذكر هم همین است. این ذكری كه مرحوم قاضی [فرمودند]، كار چسب را میكند. چسب، هیچ كاری انجام نمیدهد و مرحوم قاضی این را به شاگردش نگفته چون شاگردش باید تربیت بشود به یك آدم غریبه گفته. آن غریبهای كه عرضه ندارد، همّت ندارد، همّت ندارد، عرضه ندارد، تصمیم ندارد به او گفته آقا این كار را بكن.
آن مطلبی را كه بزرگان میگفتند كه انسان در حِصن قرار میگیرد آن مطلب این است كه انسان با اختیار خود، خود را تسلیم محض در ولایت استاد و اطاعت از او بكند؛ نباید مطلب را اشتباه كنیم. كسی كه تسلیم باشد در تحت ولایت امام زمان علیه السّلام قرار میگیرد و آن حضرت دست او را میگیرد. تسلیم باشد یعنی هر آن این تسلیم را اختیاراً به حضرت ارائه بدهد، در این لحظه تسلیم، ساعت بعد تسلیم، نه اینكه بیاید آنجا در دفتر اسمش را بنویسد ما سالك شدیم خداحافظ شما. نه آقاجان بر این خیال بمان هیچ خبری نیست. در هر ثانیه تسلیم، الآن ساعت یازده و ربع است دیگر وقت هم گذشته است دیگر، هر وقت رفقا خسته شدند بگویند الآن تسلیم، ساعت بعد تسلیم اگر اینطور باشد آن وقت حضرت میفرمایند: فَانّا غَیرُ مُهملین لمراعاتكم1 ما شما را تنها نمیگذاریم این است، امام زمان كارش این است نفوسی را كه در ولایت او خودش را قرار بدهد امام علیهالسّلام میآید ولایتش را بر تمام وجود او میاندازد و او را در ولایت خودش میگیرد. آن حقیقتی كه استاد دستگیری میكند، این است. نه اینكه فقط آمدید اسمتان را یادداشت كردید تمام شد و رفت مُهر زدید. نه آقاجان این خبرها نیست، این حرفها نیست.
- بحار الانوار، ج ٥٣، ص ١٧٥، باب ٣١
