استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
17استاد اخلاق میآید چه میكند؟ میآید مواردی كه در ذهن و در نفس و در زوایای قلب، آن موارد از دیدگاه خود ما مخفی است میآورد و نشان میدهد و میگوید بر طبق این باید عمل كنی. كاری كه شیطان میكند چیست؟ آن هم كه شیطان میكند همان زوایا و همان خصوصیاتی كه در نفس ما مخفی است و ما اطّلاع نداریم در مواقفی كه خداوند برای انسان پیش میآورد آنها را میآورد در جلوی ما قرار میدهد. حبّ به دنیا را میآورد در جلوی ما قرار میدهد ببین چه قشنگ است. شخصیت پرستی، هزار نفر الآن دارند تعریف تو را میكنند اگر این را بگویی دیگر فایده نداردها اینجوری بیا حرف بزن هان. میآورد نشان میدهد. الآن نگاه كن چه تمجیدی دارند از تو میكنند چه قشنگ داری صحبت میكنی، حرفهایت را چه كسانی دارند گوش میدهند، الآن نگاه كن ببین چه تصدّی چه مقامی پیدا كردی! اگر بخواهی در این صحبتت فلانكس را هم داخل كنی دیگر این حرف فقط به اسم تو تمام نمیشود ها! مردم میگویند: نه آن هم یك همچنین حرفهایی زده. پس در این سخنرانی اسم فلانكس را نیاور، هان قشنگ آنهایی كه در لابهلای نفس است و رفته جا انداخته یكییكی میكشد بیرون. خدا به او گفته بیا این كار را بكن، میكشد بیرون و میآید در نزد انسان جلوه میدهد، بزرگ میكند، باد میكند. ولی همه اینها باد است ها! تا وقتیكه تركیدید آن موقع شروع میكند كف زدن هان به به به حالا وظیفهام را خوب انجام دادم.
كاری كه یك استاد میكند چیست؟ چه كار میكند؟ مطالب كلّی را نقل میكند و انطباق آن مطالب كلّی بر عهده ماست. مرحوم آقا بارها میفرمودند: ما كلیات را میگوییم انطباق آن كلیات ... مگر در هر جایی استاد با انسان است؟! مگر در خانه استاد با انسان است؟! مگر در موقع كسبوكار استاد با انسان است؟! مگر در موقع درس دادن استاد با انسان است؟! مگر در موقع معاینه كردن استاد با انسان است؟! استاد یك كلّی میگوید: آنچه را كه بر خود میپسندی و بر فرزندت، همان را برای دیگران بپسند این یك مسئله كلّی. همیشه در مقابل حق بایست ولو اینكه ایستادن در قبال حق تو را از رسیدن به رغائب ... در یكجا میخواندم یكی از همین استادهای اخلاقی كه از دنیا رفته در جلسه صحبتش رغائب را میگفت رغبت! رغائب جمع رغیبه یعنی منافعش سرشار و غیرقابل تصوّر. آن وقت ایشان تعبیر میكرد به رغبت! بله شبی است كه رغبت در امشب زیاد است به سوی خدا به به به. آخر مگر مجبوریم صحبت كنیم آقاجان. كی گفته؟ برو بنشین در خانهات! الْحَاقَّةُ* مَا الْحَاقَّةُ الحاقة، ١ و ٢ را به معنای الحاق معنا میكردند الْحَاقَّةُ یعنی كوبنده، الحاق یعنی وصل شدن و و و چه عرض كنم مفسر قرآن!

