
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
16بارها مرحوم آقا میفرمودند: این امراض و ابتلائاتی كه خداوند نصیب افراد میكند اینها برای كمشدن بار گناهانشان است ولی باعث رشد و ترقی نخواهد بود، آنكه باعث رشد و ترقی هست عمل اختیاری است. مرض كه اختیاری نیست؛ یك ویروس میآید میرود در تن من ما را مریض میكند اینكه اختیاری نیست. یك میكروبی وارد بدن میشود اینكه اختیاری نیست. بله، آن تحمّل و صبری را كه انسان در این قبال میكند هی او را لطیف میكند، هی او را پاك میكند، ولی پاك كردن با رشد كردن دوتاست. بچّه هم خیلی پاك است معصوم است، بچّه پنج ساله و شش ساله معصوم است پاك پاك است ولی رشد كرده؟ نه رشد ندارد مرتبهاش همان است، مرتبهاش همان است. پاكتر از بچّه نوزاد كه تازه به دنیا آمده آن روز اول شما سراغ دارید؟ معصوم معصوم است اصلًا در عالم فناست. در عالم فناست و هیچ نمیفهمد پاكتر از این، ولی رشد دارد؟ رشدی نكرده. مرتبهاش همین است. این فایده ندارد، این اثری ندارد. آن رشدی كه بر انسان مترتب میشود بهواسطه عمل اختیاریست. آن باعث میشود انسان رشد كند، و الا در همان مرتبه میماند. بله، ممكن است از اصحابالیمین باشد ممكن است در فلان مرتبه قرار بگیرد امّا آن تجردی كه تعلق را به سمت قرب تغییر میدهد آن بر اساس تكلیف است و بر اساس اختیار است.
پس حالا متوجّه شدیم كه شیطان چیست؟ شیطان یك پدیدهای است كه خدای متعال این پدیده را خلق كرده است برای اینكه سالك را به مقام قرب برساند. منتها از چه راهی؟ از راه برعكس. نمیگوید برو به طرف خدا میگوید بیا این را انجام بده، بیا خلاف كن؛ نمیگوید بیا نماز بخوان، نمیگوید خلوص نیت داشته باش میآید آن طرف را میگوید. «گفت: ادب از كه آموختی؟ گفت: از بی ادبان. هرچه او بیادبی كرد من خلافش را كردم.»1 این قضیه شیطان هم همین است. او میگوید این را انجام بده، تا وقتیكه گفت این را انجام بده یك مرتبه زنگ به صدا درآمد هان نگاه، اینجا موقع تصمیمگیری است ها، شیطان میآید چهكار میكند؟ مثل یك استاد اخلاق و مربّی نفوس میآید كار انجام میدهد. شوخی نمیكنم رفقا ها!
- گلستان سعدى، باب دوم در اخلاق درويشان.
