فلسفه خلقت شیطان
8یك روز من از ایشان سؤال كردم كه این ناراحتی شما جنبه عصبی داشته یا جنبه فیزیكی داشته؟ ایشان فرمودند: نه جنبه عصبی داشته. گفتم چه قضیهای اتفاق افتاد؟ خودم گفتم، گفتم این بخاطر آن قضیه نبود؟ ایشان یك خندهای كردند و گفتند: بله! برای این مسئله است و شما این را مكتوم بگذار. ما الآن میگوییم، آن موقع نگفتیم، ولی خب حالا گفتیم. التفات میكنید؟ شما چه شخصی را الآن سراغ دارید در این دنیا كه به این نحوه احساس مسئولیت كند؟ به این مقدار كی را سراغ داریم؟ بنده سراغ ندارم. برای یك اعمال نفوذ و استفاده از این شخص, خیلی مسئولیت ما را بالا میبرد، یك بنده خدائی یكدفعه از بابایش كتك خورده، همین. ایشان دارند میگویند به چه حسابی این قضیه دارد به پای ما گذاشته میشود؟ چرا باید به پای من گذاشته بشود؟ چرا باید از موقعیت من راجع به این قضیه سوءاستفاده بشود؟ حالا سوءاستفاده هم نبود، بالأخره یك وصلت بوده، خب حالا، حالا بنده میگویم سوءاستفاده، چرا باید اینطور باشد؟ چرا نباید آن آزادی كامل و اختیار كامل عقلانی به فرد داده بشود؟ و چرا باید او را در یك حصار تبلیغاتی قرار بدهیم تا اینکه او بیاید و این ناملایمات را بخواهد...
جان من! این فقط یك ضرب بود! تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل كه چه خبر است، فقط یك ضرب بود. حالا "بدنبال كسی باش كه امین باشد" این امانت است، امین، امین بر دین از جانب پروردگار و امین بر دنیا اِنّهُ مأمُونٌ عَلَی الدِّینِ و الدّنیا فرمایش امام علیهالسّلام راجع به زكریا بن آدم (مدفون در قم) در آن زمان، این یك شخصی است كه مأمون بر دین و دنیا است، اگر دین را به او بسپری در این امانت خیانت نمیكند، حرف اشتباه به تو نمیزند، حكم اشتباه به تو نمیدهد به نفع خودش، الآن موقعیت این اقتضا را میكند اینجوری بگوییم! نمیكند. اگر به ضرر خودش بود [مطلب حق] بیان میكند.

