
فلسفه خلقت شیطان
فلسفه خلقت شیطان
15این شیطان میآید و وعدتکم حالا میگیرد میخندد و وعدتكم فاخلفتكم من زدم زیرش چرا من زدم زیرش؟ برای خاطر اینكه من از اصل برای گمراهی شما آمدم، آدمی كه برای گمراهی یك فرد برود كه مصالح او را نمیگوید، آدمی كه برای انحراف یك فرد برود و صحبت كند كه نمیآید آن چه كه مورد نقاط ضعف اوست بیاید بیان كند، میآید آن نكاتی را كه بواسطه آن نكات میتواند از آن مسیر صحیح انحراف پیدا كند آنها را می آید جلوه میدهد، لذا هیچ وقت وعده او صدق نخواهد شد، شیطان وعدهاش هیچ وقت وعده صدق نخواهد بودفاخلفتكم آمدیم به شما گفتیم حالا زدیم زیرش تو خودت میدانی ... وَ مٰا كٰانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطٰانٍ إِلاّٰ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي... ﴿إبراهیم، ٢٢﴾ من كه گریبان شما را نگرفته بودم، اگر گریبانتان را میگرفتم مانند یك موجود بلااختیار و بلا اراده خب شما میتوانستید در اینجا اعتراض وارد كنید، ولی بنده كه این كار را نكردم الّا ان دعوتكم شما را دعوت كردم فاستجبتم شما هم اجابت كردید فَلا تَلُومُوني مرا ملامت نكنید وَ لوُموُا اَنْفُسَكُمْ خودتان را ملامت كنید اِنّي كَفَرْتُ بِما اَشْرَكْتُمُونِ مِنْ صاف حساب خودش را میگذارد كنار به هر چه كه به شما گفتم من كافر شدم، همه را گذاشتم كنار، الان میگویم خدا حق بود، پیغمبر حق بود، امام حق بود، امام زمان حق است، قرآن حق بود، احكام الهی حق بود، آن موقع بعد از پیغمبر آمدند خلفا را آوردم به همه شما قالب كردم، حالا میگویم خلفاء همه باطلند، همه باطلند، آن چه كه حق است فقط ائمّه اثنی عشر و چهارده معصومین هستند، آن كه حق است احكام واقعی است، آن كه حق است صدق بود، صفا بود، درستی بود، صراحت بود، عدالت بود، اخلاق بود، انفاق بود، ایثار بود، ولی الان همه آنچه را كه قبلا گفتم پس میگیرم، آن موقع فلانی را انداختم به جان شما الآن میگویم او باطل است خودم میروم بغل او مینشینم آن موقع میگفتم فلانی، الآن میگویم حقّ با علی است و خودم میروم پیش همانهایی كه در دنیا برای شما آمدم جلوه دادم. همه اینها را آمدم كنار گذاشتم. امّا مسئله مهم در اینجا این است كه خداوند میفرماید شیطان بر شما سلطه ندارد شیطان بر شما قدرت ندارد إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطٰانٌ عَلَى اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿النحل، ٩٩﴾ سلطان و سلطنت او بر آن كسانی كه ایمان آوردند و كار خودشان را به خدا واگذار كردند نیست إِنَّمٰا سُلْطٰانُهُ عَلَى اَلَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ اَلَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ ﴿النحل، ١٠٠﴾ سلطان او بر آن كسانی است كه دنبال این راه میافتند، ولایت او را قبول كردند، ولایت شیطان را قبول كردند، حكومت شیطان را قبول كردندف شیطان بر اینها سلطه دارد نه بر آن كسانی كه اینها ایمان دارند بر آن كسانی كه ایمان دارند كه شیطان سلطه ندارد شیطان پس چه كار میكند در این عالم؟ فقط دعوت میكند. (برای چه دعوت میكند؟ از اینجا وارد نكات ظریف بحث میخواهیم بشویم) سلطان شیطان و دعوت شیطان برای چیست؟ برای این است كه در این مرتبه اخلاقی و تربیت رسیدن به فعلیتها و به استعدادات آن نقاط ضعفی كه برای افراد هست آن نقاط روشن بشود و درصدد درمان آن برآیند، شیطان برای این آمده. ما نمیدانیم چه مسائلی در درون ما هست، از اینجا كمكم نظر رفقا نسبت به شیطان میخواهد برگردد، تا به حال هر چه فحشش دادیم، هر چه دلمان خواست به او گفتیم، میگوید آخر بابا! انصاف هم خوب چیزی است! برای ما هم یك جائی باز كن! آخر همهاش...، میگوییم نه، هم فحشت میدهیم، هم خلاصه یك مقداری هم از كارهایت و آن مسئولیتت و آن فوائدی كه برای ما در نظام تربیتی خدا به دست تو قرار داد هم باید بدهیم.
