اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفه خلقت شیطان‏

15533
عنوان بصری
نسخه عربی

فلسفه خلقت شیطان‏

14
  • همین دو سه روز پیش در مدرسه فیضیه بودیم، شب كه از درس داشتم برمی‌گشتم یك تابلو بود یكدفعه چشمم افتاد به یك عكس دیدم ما این را امسال در عرفات دیدیم، این بنده خدا را، فردی از اهل علم بود، سیدی بود، خدا رحمتش كند، تقریباً هم سن ما، عجب نوشته چهلّمین روز درگذشت فلان آقا، خیلی، اصلاً یكدفعه تعجب کردم, اصلاً سالم بود، از ما سالم‌تر، از ما سر حال‌تر و با نشاط‌تر، طلبه بود، هان یكدفعه می‌آید و چی؟ عجب چطور شد قضیه؟ نه صلاح بر این است، آن وقتی كه عزرائیل می‌آید، آن وقت دیگر شیطان می‌آید می‌خندد، بغل عزرائیل هم شیطان است، روایت داریم، شیطان می‌آید به او می‌خندد و می‌گوید دیدی آخر كار خودم را كردم، حالا تو را به این می‌سپارم خداحافظ شما، می‌روم سراغ یكی دیگر، حالا تازه اول قضیه است، بعد آن وقت شروع می‌شود، شروع می‌شود...، 

  • مرحوم آقا می‌فرمودند كه مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی به ایشان می‌گفتند كه گاهی اوقات كه من در این وادی‌السّلام می‌روم برای زیارت اهل قبور و اینها می‌بینم این شیوخ طوائف عرب از این قبرها می‌آیند بیرون و از سراپای آنها آتش است كه به اینطرف و آنطرف می‌رود و فریاد می‌زنند تو را به خدا بیا به داد ما برس! خب آنها هم می‌فهمند دیگر چه كسانی می‌آیند به قبرستان، متوجه می‌شوند دیگر، آنها با آن صورت برزخی خودشان می‌فهمند که هان الان آقا سید جمال گلپایگانی آمده، الان چه بزرگی آمده، الان كی آمده، می‌فهمند، آن وقت می‌آیند، می‌آیند سراغ ایشان، می‌گفت اینها می آیند و ما هم عصبانی که حالا نیم ساعت گرفتیم نشستیم مگر ولمان می‌كنند، می‌گویم بروید گم شوید پدرسوخته‌ها! (با این عبارت) پدرسوخته‌ها بلند شوید بروید، هر چه در دنیا به شما گفتیم ما را مسخره كردید، هر چه به شما گفتیم هی بر خودتان آتش اضافه نكنید، ظلم نكنید، اینقدر اجحاف و تعدّی نكنید، اینقدر خلاف نكنید، شروع كردید ما را مسخره كردن، این حرفهای آخوندهاست! اینها را درآورده‌اند برای اینكه ما و شما را سركار بگذارند! حالا، حالا كه آمده‌ایم در اینجا می‌خواهیم نیم ساعت بگیریم بنشینیم آمده‌اید از ما دارید استمداد می‌كنید؟ می‌گفتند همه آنها را طرد می‌كنم دوباره دفعه دیگر كه می‌آییم می‌گویم خدایا [به آنها اجازه نده] ولی خب گاهی اوقات می‌آیند دیگر، می‌گفت می‌آیند.