فلسفه خلقت شیطان
9خلق را تقلیدشان بر باد داد*ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
تقلید از كی باید كرد؟ از امین بر دین و بر دنیا، این مسئله، مسئله تقلید است. امّا آن معنائی كه امروزیها میگویند كه اصلاً تقلید نداریم! این حرفها همه چرت و پرت و مزخرفات است، عامی باید به عالم مراجعه كند. كسی كه علم ندارد باید به فردی كه علم دارد مراجعه كند. منتها عالم را باید پیدا كرد، شخصی كه امین باشد، امّا اینكه تقلید نباشد این حرف مزخرف و بیخودی است.
امام صادق علیهالسّلام در این فقره میفرمایند وقتی كه خداوند بندهای را به این سه چیز توفیق داد: تدبیر در امورش نكرد، خب رفقا باید بلد باشند و اگر هم ما یادمان رفته باید بگویند، یكی تدبیر در امورش نكند، یكی همه اموال را مال خدا بداند، سوّم، احسنت، اشتغالش، چون خود من هم یادم رفته بود، اشتغالش باید به اوامر و به نواهی پروردگار باشد، اگر به این سه چیز خداوند یك شخصی را توفیق داد: هان عليه الدنيا. دنیا بر او آسان میشود، سهل میشود، دیگر غم و غصّه دنیا را نمیخورد، بگذار دنیا را باد ببرد، بگذار زلزله بیاید، بگذار دنیا را باد ببرد و هر چه میخواهد بشود. و ابلیس و این جناب، بله این شخصیت ممتاز كه خداوند مانند او را خلق نكرده در عالم بشرّیت, بشریت كه ندارد آن خصوصیت ممتازش را حالا عرض میكنیم و دیگر خلق، مردم، مردم دیگر بر آنها، ارتباطشان با مردم دیگر سخت نخواهد شد، مردم را در جایگاه خودشان قرار خواهد داد.
مسئلهای كه در امروز میخواهم مطرح بكنم این است كه ما روی شیطان تا چه مقدار باید حساب باز كنیم؟ شیطان و این نیروی اهریمنی كه انسان را به سمت مخالف با رشد و صلاح دعوت میكند چه مقدار ما باید روی او حساب باز كنیم؟ چه مقدار باید روی او فكر كنیم؟ چه مقدار باید برای او در جایگاه خودمان و مسائل خودمان برای او جا قرار بدهیم؟ اگر از همه سؤال بكنیم همه جواب میدهند كه آقا شیطان یك نیروییاست و یك مخلوقی است كه در آیات قرآن هم آمده يٰا بَنِي آدَمَ لاٰ يَفْتِنَنَّكُمُ اَلشَّيْطٰانُ كَمٰا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ اَلْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا لِيُرِيَهُمٰا سَوْآتِهِمٰا... ﴿الأعراف، ٢٧﴾ ای بنیآدم شیطان شما را به فتنه نیندازد، به گمراهی نیندازد، به امتحان نیندازد، همانطوری كه این بلا را بر سر پدر و مادرتان آورد، آدم و بهشت را از آدم و حوّا را از بهشت بیرون كرد آمد، وسوسه كرد آنها را فَوَسْوَسَ لَهُماَ الشَّيطانُ شیطان آمد در آنها وسوسه كرد، در آن آیه وسوسه یعنی مقدماتی را قرار دادن و یك نوع افكاری را مکرر به ذهن آوردن و به سمت مخالف با حقیقت حركت كردن.

