
فلسفه خلقت شیطان
فلسفه خلقت شیطان
23هی به ما نامه مینویسند، رفقا، دوستان، اینطرف، آنطرف که آقا چرا ما عصبانی میشویم؟ چرا ندارد زمینهاش وجود دارد، خب نكن! چرا شیطان ما را گول میزند؟ نه، گول زدن ندارد تا میخواهد گول بزند... اَلَّذِينَ اِتَّقَوْا إِذٰا مَسَّهُمْ طٰائِفٌ مِنَ اَلشَّيْطٰانِ تَذَكَّرُوا ...﴿الأعراف، ٢٠١﴾ آیه قرآن میفرماید: وقتی كه طائفی از شیطان میخواهد طوف به آن یعنی آمدن طوف گشتن هان، همین كه میخواهد بیاید طوف كند و بیاید یك جایی روزنه پیدا كند و وارد بشود آن زمینه را میآید پیدا میكند، زمینه را میآید پیدا كند، از این راه وارد میشود، میبیند نه شكست خورد، از یك راهی وارد میشود، میبیند نتوانست، نتوانست، نتوانست، یكدفعه از یك راه دیگر وارد میشود: این خلاف را انجام بدهم، این دروغ را بگویم، این تهمت را باید...
اول میگوید عجب این تهمت حرام است، نمیشود، هان آمده و دارد دور میزند: این تهمت را بزن، بابا میافتی جلو، میروی جلو، عیب ندارد، نه نشد. این كار خلاف را انجام بده بعد یكدفعه یك زمینه دیگر پیش میآید خب اگر این را نكنم این زن و بچّه من خب اینها این همه كه از من چیز خواستند، فرض كنید توقعّاتی دارند، چطور برآورده كنم؟ ببینید از زمینه زن و بچه جلو آمده، بعد با خودش فكر میكند یعنی من از مال حرام بیاورم و به زن و بچهام بدهم؟ یعنی این میشود؟ این كار خلاف را بكنم؟ هی با خودش بالا میكند، پائین میكند، چكار میكند، بعد این را هم میگذارد كنار، میگوید نه، ما خلاصه ایستادهایم پای قضیه، این هم از این بعد خلاصه میآید جلو: خب تو اگر این كار را نكنی موقعیت تو از بین میرود، ممكن است بعداً آن طرف بیاید قضیه را به عهده بگیرد، مسئله را بگیرد و دیگر كسی اصلاً سراغ تو نیاید، نسبت به آینده.. هی میآید دور میزند، بالاخره یك جا میزند زمین، میآید و انجام میدهد.
