
فلسفه خلقت شیطان
فلسفه خلقت شیطان
22عجیب هست، وقتی كه میخواهیم از یك نفر پول بگیریم هنوز اذان صبح نگفته از خانهمان میآییم بیرون تا فلان شهر هم شده، صدها فرسخ هم كه شده میرویم تا پول را بگیریم، امّا وقتی كه موقع بازپرداختش میشود چند سال میگذرد، هی این زمینه نشان میدهد چه نقاط ضعفی در تو وجود دارد، دنبالش برو، درستش كن، برو تو دهنی به او بزن، برو بر خلافش عمل كن، وقتی كه خودت میخواهی دنبال یك حاجتی بروی چطور سریع میروی یا وقتی كه برای حاجتی میآیند در خانه تو را میزنند نمیخواهی بروی در را باز كنی و به تأخیر میاندازی و از سر خودت رد میكنی این چه زمینهای دارد؟ به دنبالش برو. وقتی كه میخواهند با تو مشورت میكنند راجع به یك مصلحتی كه به تو مربوط نیست آن چه را كه به ذهنت واقعیت است میگویی امّا وقتی كه همین مصلحت به خودت میخواهد برگردد و میخواهی جواب بدهی توریه میكنی، یك جوری كه به نفع و به مسائل شخصیات برگردد، آن موقعی كه داری این حرفها را میزنی به خودت بیا و زمینه را بدان و بر علیهاش عمل كن، عجب من این كاری كه الان دارم انجام میدهم ناشی از چه زمینههائی است؟ ناشی از چه صفاتی است؟ ناشی از چه غرائزی است؟ همین جا باید گوش به زنگ بود.
اینجاست كه مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه میفرمودند شیطان كه ترس ندارد، انسان باید كنار قلب خودش بنشیند و همین كه میخواهد او وارد بشود با خنجر بزند و او را از بین ببرد، ایشان این نكته را میخواهند بگویند كه شیطان (این اعتراضاتی كه بعضی اوقات شده که چطور ایشان این حرفها را گفته، سرّش این است) به عنوان یك وسیله برای ظهور و برای بروز نكات ضعفی است كه در ماست، اگر شیطان نبود این نكات ضعف تا قیامت وجود داشت و ما یك قدم نمیتوانستیم از قدم برداریم. شب انسان نمیتواند بخوابد صبح بلند شود بر سرش تاج ولایت بگذارند و او را به مقام انی مع اللَه برسانند، نه این حرفها نیست، شب میخوابید تا صبح با شما كاری ندارند، كار آنها با شما از وقتی است كه صبح از خواب بلند میشوید، از وقتی كه صبح از خواب بلند میشوید تازه كار ما با خدا و ملائكه شروع شده: چرا گفتی؟ چرا كردی؟ چرا اقدام كردی؟ چرا این كار را كردی؟ چرا داری این كار را میكنی؟ یك به یك، این می آید و هی زمینهها را...
