
فلسفه خلقت شیطان
فلسفه خلقت شیطان
21ببینید همانجا عمر سعد چه كار میكند، عقل دارد، فهم دارد، میآید میبیند زمینه، این زمینه را كه در وجودش هست این زمینه دارد الآن ظهور پیدا میكند، جلوه پیدا میكند، فوراً باید بزند زمین، كی این كار را دارد برایش میكند؟ شیطان. شیطان دارد این كار را انجام میدهد، شیطان در اینجا آمد آن نكات ضعفی كه در وجود او بود آن را آورد به رخ او كشید ليريهما به او نشان داد. ببین تو زمینه برای حبّ به دنیا داری؟ تو زمینه برای حبّ به ریاست داری؟ تو زمینه برای حبّ به بقا داری؟ تو زمینه برای حبّ به استنطاق به هر كیفیتی و تجاوز از حدّ و حقوق داری و الا در خانهات نشستهای و زندگیات را میكنی دیگر بین اینكه در كوفه بنشینی در قصرت یا اینكه فرض كنید كه كوفه هم نتوانی بروی ابنزیاد فلان میكند خب میآیی در مدینه، خب همان روز و شب بر تو میگذرد دیگر، در خانه نشستهای دیگر، سقف كه بر سرت خراب نمیشود تا اینكه در خانه بنشینی یا اینكه در روی عرش سلطنت بنشینی، چه فرقی میكند؟ چند كیلو به تو اضافه میشود؟ فرقی نمیكند، همان شب میآید به تو، همان روز میآید به تو، همان نان را میخوری، برنج را میخوری، نمیدانم غذا را میخوری، همان راهت را میروی..
چه تفاوتی در اینجا دارد؟ شیطان میآید میگوید نگاه كن ببین تو این تفاوتها را داری، تو حرف امام حسین را باید گوش بدهی، شیطان میگوید چون سرش را كلاه دارم میگذارم این جلوهای كه الآن دارد برای عمرسعد پیدا میشود و برای همه ما در همه لحظات در مخالفت با واقع قرارگرفتن و مقابل با واقع قرارگرفتن تمام اینها زمینههایی است كه شیطان داره برای ما جلوه میدهد، تو این نقاط را داری برطرفش كن، حالا متوّجه شدید؟ پس شیطان شد یك استاد اخلاق! اگر این زمینه برای عمرسعد پیش نمیآمد كی میتوانست بفهمد كه این حبّ به ریاست دارد؟ اگر این زمینهها روشن نشود برای ما در این موارد كه خلاف میكنیم كی بدنبال درمانش میآییم؟ كی بدنبال درمان میگردیم؟ وقتی كه میبینیم یك قولی دادیم بعد در هنگام ادایش خیلی...
