
فلسفه خلقت شیطان
فلسفه خلقت شیطان
20حضرت میگویند مالت را میگیرد، من از باغهای خودم در مدینه یك باغ به تو میدهم، خب ببینید شیطان آمد آن زمینه را جلوه داد، امام حسین هم آمد این زمینه را جلوه داد، اگر حساب است میخواهد بگوید درست است تو تعلق به دنیا داری، ولی تعلق به دنیا نباید مانع تو بشود؟ در اینكه تو تعلق داری حرفی نیست اگر نداشتی كه این حرف را نمیزدی پس معلوم است داری، ولی این تعلق نباید جلوی منطق مرا بگیرد، جلوی منطق مرا كه دارم منطقی با تو صحبت میكنم، نباید بگیرد. من آوردم دادم بیا, بیا خب، مساوی شدیم دیگر، بهتر هم میدهم، بالاتر از یزید. امام حسین را هم كه همه میشناسیم، وضعیتش كه مشخص است، طرف میآمد از حضرت درخواست ده دینار میكرد حضرت به او هزار دینار میداد، وضعیت امام حسین اینطوری بود، دیگر دم و دستگاه امام حسین اینطوری است، خب آن مال را حضرت میگیرد، خب این بهانه از دستش گرفته شد.
حالا یك بهانه قوی را میآورد میگذارد جلوی امام حسین و یك زمینه، زمینه چه؟ ریاست، اگر این عمل را انجام ندهم حكومت ری از من سلب میشود! حكومت! خیلی چرب است این دیگر از آن چربیهایی است كه روغنش دیگر تا سر آدم را میگیرد. حكومت، حكومت ری، نامه داده اینها این نامه ابنزیاد است، عبور از كوفه و حركت به سوی ری مشروط به آوردن سر حسینبن علی است. اینجا دیگر امام حسین به او چه بگویند؟ دیگر چه بگویند واقعاً؟ حضرت اینجا میگویند امیدوارم كه از گندم ری در دهانت نرود، از گلویت پائین نرود. تو میخواهی بیایی یك انسان بیگناه را، فرزند رسول خدا هم نه، یك انسان بیگناه را میخواهی اعدام كنی برای اینكه سلطنت كنی؟ برای اینكه حكومت كنی؟ این فرد بیگناه اعدام بشود؟ (بشود آقا بشود، صد هزاران اعدام بشوند فدای سر ما تا اینكه سلطنت كنیم؟) امیدوارم كه از گندم ری نصیب پیدا نكنی.
