فلسفه خلقت شیطان
12خلاصه این زمینهها را آمد غلبه داد، احساسات حضرت آدم و حوّا این دو پدر و مادر بزرگوار ما بر عقلشان غلبه كرد، همین كه غلبه كرد افتادند دنبال شیطان، بلند شوید بیایید، بلند شوید بیایید تا به شما بگویم، بیایید من شما را یك جای خوب ببرم، از این گندم كه در اینجا پخش شده از این بخورید، از آن كه خدا نهی كرده، (گندم یعنی توّجه به عالم طبع، عالم تعلّقات، سمبل تعلّقات و کثرات أَنفسیه و آفاقیه است كه در قبال رشد و ترّقی و حقایق برای انسان جلوه پیدا میكند) بلاخره آنها آمدند و خوردند، خدا گفت: حالا دیگر حرف ما را كنار گذاشتید؟ مگر ما نگفتیم نخورید؟ حالا بروید خودتان در این دنیا، دیگر خودتان میدانید، تا حالا اینجا بودید همه چیزتان آماده بود، قدر ندانستید، حالا بروید آنجا، البتّه خب مصالح و اسراری در این مسائل هست كه فعلاً جای صحبتش نیست.
علی كلحال شیطان این عمل را انجام میدهد، چرا؟ ليريهما سواتهما تا شیطان آن نكات زشت و قبیح و مخالف با قرب را كه در وجود آدم و حوّا هست به اینها به نمایاند، به نمایاند سواتهما یعنی این. بعضیها دیده شده هر كاری انجام میدهند میگویند كه آقا تقصیر نداریم شیطان ما را گول میزند، شیطان ما را وسوسه كرد، شیطان ما را...، ببخشیدها شیطان ما را گول زد! نه، چرا ببخشیم؟ شیطان گول نمیزند، چرا شیطان؟ خودت، خودت را گول زدی. مثل اینكه بعضیها تقصیر را گردن شانس میاندازند، هر كاری كه دلشان میخواهد انجام میدهند بعد میگویند كه آقا شانس است دیگر من نمیدانم چرا شانس ندارم، ما نمیدانیم چرا شانس نداریم! شانس چیست؟ این حرفها چیست؟ شما قدرت و اختیار داری یا نداری؟ برای اینكه از زیر بار مسئولیت شانه خالی كنی شانس بیچاره را میآوری جلو، نه، شانسی در كار نیست. برای اینكه كار خود را توجیه كنی گناه را به گردن شیطان میاندازی؟ شیطان كیست؟ شیطان فقط یك فردی است كه میآید و جلوه میدهد همین، همین, كار دیگری نمیكند.

