
علت خلقت شیطان
علت خلقت شیطان
22ببینید ما یك اصول عقلایی داریم، اسلام این اصول عقلایی را تایید کرده، همان كسی كه میگوید چاقو را بیخود به دست بزنی باید روز قیامت پاسخ بدهی، اگر شما در جایی باید ٨٠٠ سیسی هم خون بدهی باید بدهی، برای اینكه نجات پیدا کنی، سلامتی پیدا کنی، اینجا اشكال ندارد، چرا؟ چون عقل اقتضا میكند، عقل میگوید باید در اینجا این كار را بكنی، آن جهت ندارد و اشكال دارد، این جهت دارد و بلااشکال است بلکه میشود گفت واجب است، اوّل عقل بعد اسلام، اوّل عقل بعد تشیع، اوّل عقل و بعد همه چیز، همه چیز، حیات، دین، تكامل همه اینها براساس چیست؟ براساس عقل است، مكتب عرفان این است.
ما این مطلب را دیشب عرض كردیم كه در مرام مرحوم آقا این است كه در مجالس باید فرد سخنران معمّم باشد و افرادی كه با مكتب مرحوم آقا آشنا هستند علّت و فلسفه این مطلب را میدانند چیست و اینكه بنده عرض كردم به جهت این بود، گرچه بعضی از دوستان ما در مجالسی اینها صحبت میكنند، روضه میخوانند ولی اینها موارد استثنائی است كه خود بنده گفتم، نه اینكه سر خود خدای ناكرده این كار را كرده باشند و اینها هم آمادگی برای هر تغییر و تحوّلی را هم دارند، صحبت من این بود كه من میبینم افرادی چه با نامه، چه مشافهةً از بنده تقاضای فردی را میكنند، جلسهای را میكنند و وقتی كه به آنها میگویم منبری دعوت كنید باز اصرار میكنند كه و كه و كه بیایند حتّی میگویند افرادی از خارج، میگویند آقا فلان، در محلّۀ ما یك فردی هست خوب صحبت میكند، خوب جوانها را جذب میكند آیا اجازه میدهید بیایند؟ میگویم نخیر فرد معمّم بیاورید بروید از خارج بیاورید، ولی معمّم باشد.
لذا در اینجا بنده خواستم این سوءتفاهم و این مسأله را كه پیش آمده ـ كه نسبت به بعضی از دوستان این قضیه سوءتفاهمی شده بود ـ در اینجا بگویم كه اینها بر همان طبق مسیر مرحوم آقا جزء موارد استثنایی هستند كه آن هم هر كسی نمیتواند تشخیص بدهد و همه خیال نكنند كه آنها جزء موارد استثناء هستند، نه آن مورد استثناء و مورد استثناء برای جای خودش هست و طبق زمان خاص به خودش و جلسه خاص به خودش را دارد و بنا و اساس برای تشكیل مجالس به این كیفیتی است كه عرض كردم، به این نحو است. اگر این جور باشیم خب در راه هستیم اگر این جور نباشیم خب نیستیم، این طرف میکنیم، آن طرف میکنیم، مسأله را به یک كیفیت، یك جور دیگر بررسی میكنیم و هی به دنبال مطلب...، فوقش فرض كنید كه یک فردی بیاید یك مقداری اصرار بکند خب من چه میگویم، میگویم خودتان میدانید دیگر، نهایت قضیه این است که خودتان میدانید، بعد چه میگویند؟ آقا اجازه دادند! مسأله این است، از این باب است.
