اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

علت خلقت شیطان‏

15٬066
عنوان بصری

علت و فلسفه خلقت شيطان. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 در صورتي كه انسان نسبت به آنچه كه خداوند متعال به او عنايت كرده تعلق و تملكي نبيند و آنها را عاريه و امانت الهي بشمرد مسائل عالم دنيا براي او سهل و آسان مي‌شود. 2 فرمايش مرحوم علّامه طهراني نسبت به يكي از علماء كه برخي افراد را در جايگاه و رتبه ائمه معصومين علیهم السلام قرار مي‌داد. 3 ملاك در برتري وكمال افراد اقبال و ادبار تودۀ مردم كه بر اساس غلبه احساسات و تخيلات است نمي‌باشد. 4 نزديك‌ترين افراد از شيعيان و اصحاب، امام حسين علیه السلام را در واقعه كربلا تنها گذاشتند. 5 انسان بايد تدبير امور خود را به خداوند متعال سپرده، بر اساس وظيفه و تكليف خويش عمل كند چه به نتيجه برسد يا نرسد. 6 انتقال ناراحتي‌ها و مشكلات و امور خارج از محيط منزل به خانواده موجب از بين رفتن استعدادات و ظرفيت‌هايي مي‌شود كه خداوند متعال در وجود اصل خانواده و زن و فرزندان قرار داده است. 7 بيان برخي از وظايف زن و شوهر در زندگي زناشويي. 8 درصورتي كه انسان اصل وجود خويش را امانت و عاريه ای از جانب خداوند متعال ببيند ديگر نسبت به آثار و لوازم اين عاريه احساس تعلق و تملك نمي‌كند. 9 آنچه وظيفه افراد بشمار مي‌رود اينست كه اعمال خود را منطبق بر اوامر و نواهي پروردگار كرده و از توجيه و تأويل آنها بر اساس خواسته‌هاي نفساني خود پرهيز كند. 10 انسان در مواجه با مطالب و امور حق ذهن خود را بايد فارغ كرده و از داشتن پيش‌فرض خودداري كند. 11 بيان علت و فلسفه خلقت شيطان از طرف پروردگار متعال. 12 تفسير آيۀ سورۀ مباركه اعراف:( يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ...) 13 كيفيت نفوذ شيطان در وجود افراد بر اساس زينت و جلوه دادن امور اعتباري و دنيوي. 14 ذكر روايتي در ارتباط با پيشنهاد حضرت جبرائيل علیه السلام نسبت به حضرت آدم علیه السلام در انتخاب يكي از سه امر، و عقل، دين و حيا و شرح و تفسير آن.

علت خلقت شیطان‏

توضیحات:

علت و فلسفه خلقت شيطان. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 در صورتي كه انسان نسبت به آنچه كه خداوند متعال به او عنايت كرده تعلق و تملكي نبيند و آنها را عاريه و امانت الهي بشمرد مسائل عالم دنيا براي او سهل و آسان مي‌شود. 2 فرمايش مرحوم علّامه طهراني نسبت به يكي از علماء كه برخي افراد را در جايگاه و رتبه ائمه معصومين علیهم السلام قرار مي‌داد. 3 ملاك در برتري وكمال افراد اقبال و ادبار تودۀ مردم كه بر اساس غلبه احساسات و تخيلات است نمي‌باشد. 4 نزديك‌ترين افراد از شيعيان و اصحاب، امام حسين علیه السلام را در واقعه كربلا تنها گذاشتند. 5 انسان بايد تدبير امور خود را به خداوند متعال سپرده، بر اساس وظيفه و تكليف خويش عمل كند چه به نتيجه برسد يا نرسد. 6 انتقال ناراحتي‌ها و مشكلات و امور خارج از محيط منزل به خانواده موجب از بين رفتن استعدادات و ظرفيت‌هايي مي‌شود كه خداوند متعال در وجود اصل خانواده و زن و فرزندان قرار داده است. 7 بيان برخي از وظايف زن و شوهر در زندگي زناشويي. 8 درصورتي كه انسان اصل وجود خويش را امانت و عاريه ای از جانب خداوند متعال ببيند ديگر نسبت به آثار و لوازم اين عاريه احساس تعلق و تملك نمي‌كند. 9 آنچه وظيفه افراد بشمار مي‌رود اينست كه اعمال خود را منطبق بر اوامر و نواهي پروردگار كرده و از توجيه و تأويل آنها بر اساس خواسته‌هاي نفساني خود پرهيز كند. 10 انسان در مواجه با مطالب و امور حق ذهن خود را بايد فارغ كرده و از داشتن پيش‌فرض خودداري كند. 11 بيان علت و فلسفه خلقت شيطان از طرف پروردگار متعال. 12 تفسير آيۀ سورۀ مباركه اعراف:( يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ...) 13 كيفيت نفوذ شيطان در وجود افراد بر اساس زينت و جلوه دادن امور اعتباري و دنيوي. 14 ذكر روايتي در ارتباط با پيشنهاد حضرت جبرائيل علیه السلام نسبت به حضرت آدم علیه السلام در انتخاب يكي از سه امر، و عقل، دين و حيا و شرح و تفسير آن.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

علت خلقت شیطان‏

13
  • در همین امسال كه ما مشرّف بودیم یك شب در مسجدالنّبی یك جوانی بود بسیار جوان خوشرویی بود. از او خوشم آمد، احساس كردم شاید تعصّب نداشته باشد، آمد و... یك شخصی پشت سر ما از همین علمای اهل تسنّن داشت صحبت می‌كرد، این هم داشت گوش می‌داد، وقتی كه این مطلب را گفت، من به او گفتم: شما مطلب ایشان را قبول داری؟ گفت: چطور مگر؟ گفتم: من نسبت به مطلب ایشان ایراد دارم. گفت: بیا بگو، گفتم پس برویم كنار. بلندش کردیم رفتیم یک کنار که صدایش نیاید. گفت: چه ایرادی دارد؟ گفتم: از اوّل یك سؤال از تو می‌كنم؛ آیا شما آن‌قدر آزادی و آن‌قدر حرّیت داری كه مطلب به هر جای رسید پا به پای من بیای یا نه؟ یك فكری كرد و گفت باشد. گفتم: قول می‌دهی؟ گفت: باشد. گفتم: راجع به یک مسأله، گفتم این مطلبی که ایشان گفتند ایرادش این است، در فلان كتاب هم هست. گفت: من گمان نمی‌كنم. گفتم بلند شویم برویم كتابخانه مدینه (مکتبة المدینة) گفت: نه، من حرف شما را قبول می‌كنم، این‌قدر محكم داری صحبت می‌كنی من چیزی نمی‌گویم. بعد آمدیم شروع كردیم به صحبت، رسید به یك جا، رسید به ‌یک‌جا كه باید دست از همه مطالب بردارد، یعنی تسنّن را كنار بگذارد، گفتم: قول دادی، مگر اوّل قول ندادی؟ گفتم: من تا هر جا برسیم، شما هم تا هر جا برسی، ما هیچ وقت نمی‌بندیم، نشست فكر كرد و گفت: گر چه من می‌دانم این مطلب شما حقّ است و درست هست و این مسیر...، ولی شما به من یك مهلتی بدهید تا من بتوانم خودم را اقناع كنم، راضی كنم برای پذیرش. 

  • ببینید! یعنی آن‌قدر این مطالب... نفس آمده و بسته كه با این كه می‌داند ولی در عین حال نمی‌تواند این مسأله را بپذیرد، نیاز به زمان دارد، این برای چیست؟ این هنوز عقلش را به كار نگرفته است عقل می‌گوید چه؟ می‌گوید برو آقا، تا هر جا كه عقل اجازه می‌دهد برو جلو، حدّ و مرز ندارد، برسیم تا اینجا، از اینجا به بعد دیگر نباید صحبت كنی برسیم به اینجا... نه، امام صادق می‌فرماید: بیا پیش من تا هر جا كه می‌خواهی بپرس، بپرس، از هر چیزی كه می‌خواهی بپرس، در هر جا كه می‌خواهی بپرس، هیچ خط قرمزی من برای تو قرار نمی‌دهم. اینجاست كه امام صادق می‌شود امام صادق، می‌شود امام معصوم، در مكتب امام معصوم خط قرمز قرار ندارد. این مكتب آن‌ وقت می‌شود مكتب زنده، این مكتب می‌شود مكتبی كه می‌تواند پاسخگوی نیازهای هر عصر و هر زمان باشد، پاسخگو باشد. این مكتبی است كه می‌تواند جواب بدهد، چرا؟ چون این مكتب با فطرت و با وجدان انسان سر و كار دارد نه با اعتبارات و با تخیلات پیش فرض شده. 

/