
علت خلقت شیطان
علت خلقت شیطان
14من به شما بگویم كه بیایید اینجا صحبتهای مرا بشنوید امّا حقّ اعتراض به مطالب مرا ندارید. این چیست؟ پیش فرض است. شما می گویید چرا نداریم؟ شما كه هستید که ما نداریم؟ پسر علّامه هستید برای خودتان باشید خیلی محترم، احترامتان را هم نگه میداریم، به خاطر مرحوم آقا. ولی چرا؟ چرا صحبتی كه شما میكنید ما نباید اعتراض كنیم؟ چرا؟ یا اعتراض كنیم به جواب و پاسخ به یك حدّی كه من نتوانم جواب بدهم، بگویم سؤال و جواب دیگر در اینجا باید قطع بشود چرا؟ روی چه حسابی؟ این حدّ و مرز را كه قرار داده؟ خب اگر قرار باشد این حدّ و مرز وجود داشته باشد، هر كه در محدوده خودش حدّ و مرز دارد، پس بنابراین ما یك اجتماعی هستیم با حدود و مرزهای خودمان، این كه فائدهای ندارد؛ ما آمدیم اینجا كه مرز را برداریم، حدّ را برداریم. گوینده به نوبه خود و شنونده به نوبه خود هر دو حدّ را برمیدارند؛ یعنی هر دو در هم باید فرو بروند و تداخل كنند و آراء صحیحتر را هر كدام بهتر میدانند، باید مطرح كنند. تصوّر نكنید... اگر من در اینجا صحبتی میكنم، رفقا اگر مطلبی به نظرشان میرسد بنویسند و به من بگویند كه آقا در جلسه بعد بیا تصحیح كن، در جلسه بعد بیا مطلب را تغییر بده، مطلبی كه اینطور فهمیده شدهاست به این كیفیت نبوده، باید به این كیفیت باشد.
همین دیشب یك مطلبی اتّفاق افتاد كه من گفتم این مسأله را توضیح میدهم و آنچه كه مورد نظر من بود خدمت شما عرض میكنم. رفقا نوار دیشب را گوش بدهند در مطلب دیشب كه در اینجا در جلسه مخدّرات بود بنده این را گفتم نظر مرحوم آقا در جلسات عید و وفات، چه سیدالشّهداء چه غیر سیدالشّهداء، بر این بوده است كه سخنگو باید معمّم باشد نه غیر معمّم و الآن هم این مطلب را میگویم. ذاكر اوّل باید صحبت كند و ذكر مصیبت كند، حالا عید باشد مدحی كند، جلسه وفاتی باشد و شهادتی باشد باید ذكر مصیبت كند و بعد منبری معمّم باید برود و صحبت كند. این نظر مرحوم آقا بوده و بنده هم همین نظر را، همین مطلب را میگویم. در جلسه باید رعایت شؤون شخصیت جلسه كه امام علیهالسّلام است بشود، هر چه گفتن و در جلسه عید هر حرفی گفتن و هر شعری خواندن و هر مطلبی گفتن و به عنوان عید و هر چرندی را آمدن گفتن....
