
علت خلقت شیطان
علت خلقت شیطان
13در همین امسال كه ما مشرّف بودیم یك شب در مسجدالنّبی یك جوانی بود بسیار جوان خوشرویی بود. از او خوشم آمد، احساس كردم شاید تعصّب نداشته باشد، آمد و... یك شخصی پشت سر ما از همین علمای اهل تسنّن داشت صحبت میكرد، این هم داشت گوش میداد، وقتی كه این مطلب را گفت، من به او گفتم: شما مطلب ایشان را قبول داری؟ گفت: چطور مگر؟ گفتم: من نسبت به مطلب ایشان ایراد دارم. گفت: بیا بگو، گفتم پس برویم كنار. بلندش کردیم رفتیم یک کنار که صدایش نیاید. گفت: چه ایرادی دارد؟ گفتم: از اوّل یك سؤال از تو میكنم؛ آیا شما آنقدر آزادی و آنقدر حرّیت داری كه مطلب به هر جای رسید پا به پای من بیای یا نه؟ یك فكری كرد و گفت باشد. گفتم: قول میدهی؟ گفت: باشد. گفتم: راجع به یک مسأله، گفتم این مطلبی که ایشان گفتند ایرادش این است، در فلان كتاب هم هست. گفت: من گمان نمیكنم. گفتم بلند شویم برویم كتابخانه مدینه (مکتبة المدینة) گفت: نه، من حرف شما را قبول میكنم، اینقدر محكم داری صحبت میكنی من چیزی نمیگویم. بعد آمدیم شروع كردیم به صحبت، رسید به یك جا، رسید به یکجا كه باید دست از همه مطالب بردارد، یعنی تسنّن را كنار بگذارد، گفتم: قول دادی، مگر اوّل قول ندادی؟ گفتم: من تا هر جا برسیم، شما هم تا هر جا برسی، ما هیچ وقت نمیبندیم، نشست فكر كرد و گفت: گر چه من میدانم این مطلب شما حقّ است و درست هست و این مسیر...، ولی شما به من یك مهلتی بدهید تا من بتوانم خودم را اقناع كنم، راضی كنم برای پذیرش.
ببینید! یعنی آنقدر این مطالب... نفس آمده و بسته كه با این كه میداند ولی در عین حال نمیتواند این مسأله را بپذیرد، نیاز به زمان دارد، این برای چیست؟ این هنوز عقلش را به كار نگرفته است عقل میگوید چه؟ میگوید برو آقا، تا هر جا كه عقل اجازه میدهد برو جلو، حدّ و مرز ندارد، برسیم تا اینجا، از اینجا به بعد دیگر نباید صحبت كنی برسیم به اینجا... نه، امام صادق میفرماید: بیا پیش من تا هر جا كه میخواهی بپرس، بپرس، از هر چیزی كه میخواهی بپرس، در هر جا كه میخواهی بپرس، هیچ خط قرمزی من برای تو قرار نمیدهم. اینجاست كه امام صادق میشود امام صادق، میشود امام معصوم، در مكتب امام معصوم خط قرمز قرار ندارد. این مكتب آن وقت میشود مكتب زنده، این مكتب میشود مكتبی كه میتواند پاسخگوی نیازهای هر عصر و هر زمان باشد، پاسخگو باشد. این مكتبی است كه میتواند جواب بدهد، چرا؟ چون این مكتب با فطرت و با وجدان انسان سر و كار دارد نه با اعتبارات و با تخیلات پیش فرض شده.
