
علت خلقت شیطان
علت خلقت شیطان
25ما آمدیم در آنجا تقریباً بیست دقیقه زیر باران ایستادیم، که این عبای من عبای قهوهای بود مثل همین بود آن عبا خیس شد. دیدیم نه مثل این كه یک مقداری هم باید پیاده تشریف ببریم، آمدیم آمدیم همینطور پیاده از پیچ شمیران آمدیم تا آن تقاطعی که بود، پل دارد، نمیدانم اسمش چیست، تا آنجا ما همینطوری در باران آمدیم كه این قبایمان هم خیس شد یعنی از عبا رفت در قبا و قبایمان خیس شد، هنوز پیراهنمان مانده بود. باز آنجا یك ربعی منتظر تاكسی شدیم آنجا هم نبود، دیگر هیچ تتمّه لباسمان هم خیس شد. شاید اگر روز جمعهای بود یک غسلی انجام میشد، واقعاً لباس زیرم خیس شد یعنی عبا و قبا و لباس زیرم خیس بود، خیس، آب میچکید یعنی اینكه آب میآمد. بعد از آنجا باز دیدیم ماشین پیدا نمیشود، بذل توجّه مردم نسبت به ما خیلی زیاد است باید تتمهاش را پیاده برویم آمدیم تا میدان امام حسین علیهالسلام، میدان امام حسین علیهالسلام كه ایستادیم یكی دلش بحال ما سوخت و ما را آورد تا همان جا؛ و آن یك تكه راه بالا را هم پیاده رفتیم، هیچی دیگر قشنگ انگار زیر یك دوش، یک آبشار واقع شدهایم، رفتیم آنجا. خب وقتی كه در یك همچنین وضعی برسیم مجلس تمام شده، دیگر مجلس تمام شده بود که ما رسیدیم، حالا همین كه نشستیم دیدیم یكی به ما اینجوری نگاه میكند، یكی به ما آنجوری نگاه میكند، یكی به ما میگوید آقا ما را سر كار گذاشتی؟ ما هیچی نگفتیم، آن یكی میگفت آقا ما یك ساعت منتظر شما هستیم، ما باز هیچی نگفتیم، یكی میگفت آقا خب یك خرده زودتر راه میافتادید، (میفرمایید از دیشب راه بیفتم؟) هیچی نگفتیم، وقتی كه خوب آقایان همه صحبتهایشان را كردند و اینها رو كردم به آن كه بغل من بود گفتم شما كی از خانهتان راه افتادید آمدید؟ گفت ساعت فلان، گفتم من نیم ساعت از شما زودتر راه افتادم، رو كردم به آن آقا گفتم شما كی از منزلتان راه افتادید؟ گفت ساعت فلان، گفتم من بیست دقیقه از شما زودتر راه افتادم. رو كردم به آن...، بعد شروع كردم به آنها این حرف را زدن، گفتم من برای آمدن از شما چیزی را مطالبه كردم؟ چیزی مطالبه نكردم، رفیقیم، آمدیم میآییم در اینجا، میآییم میرویم، گفتم چند نفر از شما ماشین داشتند؟ چند نفر از شما تاكسی گرفتند آمدند؟ آقای صاحب خانه كه داری به بنده اعتراض میكنی، مگر شما ماشین ندارید؟ شما فكر این را نكردید كه بنده وسیله ندارم؟ بنده چطور میتوانم بلند شوم بیایم در اینجا؟ بنده ساعت فلان از منزل راه افتادم الآن هم رسیدم، آن هم [با این وضع] این هم پیراهنم نگاه كنید، ببینید به چه...، حالا ما حرف نزدیم شما دیگر چرا دارید اعتراض میکنید؟
