
علت خلقت شیطان
علت خلقت شیطان
24چند روز مرحوم آقا، دو سه روز نمیآمدند، اتّفاقاً یك روزش را آمدند، یعنی چند روزش را آمدند از جمله آن روزی كه مورد نظر است من در آن مجلس به رفقا گفتم چون امروز آقا در اینجا تشریف دارند من این را میگویم جلوی ایشان، نگویید پشت سر گفتی ها، چشم پدرت را دور دیدی، هر چه دلت خواست به ما بگویی، نه خود ایشان هم اینجا هستند، گفتم كه ما بیاییم نسبت به خودمان نگاه كنیم، نسبت به خودمان، همین ما حالا به بقیه كار نداریم، ما كه خودمان را گل سرسبد همه این عالم بشریت میدانیم، ما كه خودمان را سالك میدانیم، ما كه خودمان را دنباله رو امام میدانیم، ما كه خودمان را عارف میدانیم، حالا عارف كه خب بنده...، ما كه خودمان را دیگر تافته جدا بافته از همه خلائق میدانیم، ما ها بیاییم راجع به خودمان...،
گفتم دو سال پیش در همین تهران یك روز منزل یكی از رفقا كه همان شخص هم پای منبر حضور داشت، از تهران آمده بود مشهد و همان شخص هم در آنجا بود، گفتم منزل یكی از آنها که خیابان تهران نو بود ـ بله دیگر همان خیابانی که از میدان امام حسین میرود به...ـ در منزلش در آنجا مجلس روضه بود. ما هم تنها بودیم از مشهد آمده بودیم، منزل ما در همان وقت در همین پیچ شمیران بود، من هم شب در آنجا تنها بودم، باران هم میآمد، از شب باران میآمد، منتظر بودم كه صبح... خب از ما خواستند كه در این مجلس شرکت کنیم، ما آن ایامی كه تهران میآمدیم برای رفقا و برای دوستان صحبت میكردیم، از ما خواستند كه ما هم در آن مجلس شركت كنیم. صبح شد ما هم آمدیم از منزل بیرون هر چه صبر كردیم دیدیم نه، كسی دنبال ما نیامد، دیگر خودمان سرمان را انداختیم پایین مثل بچّه خوب آمدیم بیرون، نه چتر داشتیم نه...، آمدیم تا سر خیابان، منتظر تاكسی شدیم، هر چه ایستادیم صبح بود ماشین نبود، اگر هم كسی میآمد خب با بذل عنایتی که این دوره و زمانه دیگر نسبت به ماها هست، کسی دیگر توجّه نمیکرد. الان هم که دیگر از آن زمان بهتر هم شده، من میگویم در زمان سابق میآمدند پیاده میشدند، آدم كرواتی و آدم چیز و... پیاده میشدند در ماشین را برای ما باز میكردند، ما را اصرار میکردند بعد هم موقعی كه پیاده میشدیم، ما را میرساندند خودشان در را باز میکردند دیگر الآن هم بله تقریباً مثل همان موقع هست! علی كل حال، اینها دیگر تفنّنات هست.
