
فلسفه و حكمت هبوط حضرت آدم علیه السلام به عالم دنیا
فلسفه و حكمت هبوط حضرت آدم علیه السلام به عالم دنيا. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام در صورتي كه انسان سه خصلت را در وجود خويش تحقق بخشد دنيا و شيطان و مردم با همۀ عظمت آن در نزد او سهل و بياعتبار ميشود. 2 در كلام امام صادق عليه السلام مراد و منظور از خلق و مردم چه افرادي ميباشند. 3 تفسير آيۀ 27 سورۀ مباركۀ اعراف، (يا بني آدم لا يفتننَّكم الشيطان كما أخرج أبويكم من الجنه...) 4 توضيحي راجع به علت و فلسفۀ خروج حضرت آدم و حوا عليهما السلام از بهشت در اثر وسوسههاي شيطان 5 نسبت آثار و نعماتي كه خداوند متعال در اثر متابعت از تكاليف و دستورات عبادي نصيب انسان ميكند در قبال لذائذ و جاذبههاي عالم دنيا مانند نسبت منهای بينهايت تا به اضافه بينهايت است. 6 چگونه انسان ميتواند به مرتبة كمال عقلي و فعليت تامه برسد 7 توضيحي راجع به كيفيت وجود ملائكه 8 يكي از بزرگترين خدمات شيطان به انسانها اين بوده است كه به واسطۀ فريب انسان در خوردن گندم توفيق رسيدن به مراتب كمالي و عقلانيت تامه را نصيب انسان كرده است. 9 توضيحي راجع به دو بيت شعر ازحافظ شيراز رحمة اللَه عليه: من ملك بودم و فردوس برين جايم بود* آدم آورد در اين دير خراب آبادم* پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت * ناخلف باشم اگر من به جويي نفروشم* 10 مقامي را كه حضرت آدم عليهالسلام در بهشت دارا بوده است مقام جمع بين دو جهت ربوبي و خلقي و مادي و روحاني بوده است.
فلسفه و حكمت هبوط حضرت آدم علیه السلام به عالم دنیا
توضیحات:
فلسفه و حكمت هبوط حضرت آدم علیه السلام به عالم دنيا. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام در صورتي كه انسان سه خصلت را در وجود خويش تحقق بخشد دنيا و شيطان و مردم با همۀ عظمت آن در نزد او سهل و بياعتبار ميشود. 2 در كلام امام صادق عليه السلام مراد و منظور از خلق و مردم چه افرادي ميباشند. 3 تفسير آيۀ 27 سورۀ مباركۀ اعراف، (يا بني آدم لا يفتننَّكم الشيطان كما أخرج أبويكم من الجنه...) 4 توضيحي راجع به علت و فلسفۀ خروج حضرت آدم و حوا عليهما السلام از بهشت در اثر وسوسههاي شيطان 5 نسبت آثار و نعماتي كه خداوند متعال در اثر متابعت از تكاليف و دستورات عبادي نصيب انسان ميكند در قبال لذائذ و جاذبههاي عالم دنيا مانند نسبت منهای بينهايت تا به اضافه بينهايت است. 6 چگونه انسان ميتواند به مرتبة كمال عقلي و فعليت تامه برسد 7 توضيحي راجع به كيفيت وجود ملائكه 8 يكي از بزرگترين خدمات شيطان به انسانها اين بوده است كه به واسطۀ فريب انسان در خوردن گندم توفيق رسيدن به مراتب كمالي و عقلانيت تامه را نصيب انسان كرده است. 9 توضيحي راجع به دو بيت شعر ازحافظ شيراز رحمة اللَه عليه: من ملك بودم و فردوس برين جايم بود* آدم آورد در اين دير خراب آبادم* پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت * ناخلف باشم اگر من به جويي نفروشم* 10 مقامي را كه حضرت آدم عليهالسلام در بهشت دارا بوده است مقام جمع بين دو جهت ربوبي و خلقي و مادي و روحاني بوده است.
فلسفه و حكمت هبوط حضرت آدم علیه السلام به عالم دنیا
10ملائكه از نقطه نظر رسیدن به مرتبه كمال عقلی به این مرتبه رسیدهاند، یعنی به مرتبهای رسیدهاند كه اوامر الهی و نواهی الهی را در وجود خود محقّق كردند، اصلًا نمیروند ...، نه اینكه نفهمند، نه اینكه ندانند، نه اینكه مانند این دیوار و این سنگ و گچ، چیزی احساس نداشته باشند، نه، احساس دارند، خوب هم احساسدارند، خوب هم میفهمند و بر خلاف آنچه كه راجع به ملائكه گفته شده كه اصلًا سنخیت آنها فرق میكند، ملائكه از نقطه نظر وجودی، به مرتبه نورانیتمحض در همان مرتبه خودشان و كمالِ عقلانی در همان مرتبه رسیدهاند، كه مرتبه احساس و درك ملاكات نفس الأمریه است، ملاكات و احساسی كه با آن احساس دیگر آن خصوصیاتِ مطالب خلاف، نمیتواند برای آنها جاذبه داشتهباشد، این احساس را پیدا كردند .... لا يَعْصُونَ اللَه ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ ... التحریم، ٦ عصیان نمیكنند، عصیان كردن و اطاعت از باب تقابل سلب و ایجاب نیست، بلكه از باب تقابل عدم و ملكه است، یعنی موقعیت ملائكه، موقعیت عصیان است امّا آنها عصیان نمیكنند، مثل انسان میتوانند مخالفت كنند، نه اینكه نتوانند و چوب و آهن هستند، چوب و آهن عصیان نمیكنند، چوب است دیگر، شما این آهن را بردارید، تیرآهن از او بسازید یا آهن را تبدیل به چاقو بكنید، آن چه تقصیری دارد؟ شما آهن را بردارید از آن میز بسازید، یا آهن را بردارید تبدیل به یك تبر كنید و بر سر یك شخص بزنید چه تقصیری دارد؟ آیا میشود گفت كه در اینجا این آهن مقصر است؟ آیا ملائكه مثل این آهن هستند؟ شما چوب را میتوانید از آن صندلی بسازید، همان چوب را میتوانید به یك چماق تبدیل كنید و با آن میتوانید یك نفر را از بین ببرید، حالا آن چوب مقصر است؟ نه، ملائكه عصیان نمیكنند، میتوانند بكنند و نمیكنند. میتوانند، چرا؟ عین همین مطلب و مثالی كه عرض كردم، آیا اصلًا امكان دارد یك نفر مسافرت خودش را بخاطر بازی با یكماشین كوكی فرض كنید كه بچّهاش لغو كند؟ اصلًا میشود؟ میگویند دیوانه است. دیگر، میگویند دیوانه است و هیچوقت كسی این كار را نمیكند و درصدد برمیآید او را آرام كند، نه اینكه خودش را با او تطبیق كند، نه اینكه خود را در آنمرتبه او درآورد، نه، او را آرام میكند، سر او را گرم میكند برای او وسیله انصرافی پیدا میكند، ملائكه به این مرتبه رسیدند.
