اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ذکر دائمی خداوند و اهمیت دوام بر عمل

26399
نسخه عربی

کیفیت ذکر دائمی خداوند و اهمیت دوام بر عمل

9
  • داستان تشرّف خواهر مؤلّف به حجّ تمتّع

  • یکی از این همشیره‌های ما خیلی مقدّس و خیلی یک طریق خاص و... بود؛ چند سال پیش، وقتی می‌خواستیم مکّه برویم رفتیم خدمت ایشان که: شما هم امسال بیایید برویم مکّه! گفت: «نه! این مکّه‌ای که مردم می‌روند، مکّه نیست؛ تجارت و سیاحت است! من می‌خواهم مکّه بروم که خدا پسند باشد!» از این حرف‌ها. گفتم: خُب حالا شما آن‌طوری که می‌خواهی بیا برویم! گفت: «من با این خصوصیّات و با فلان و... نمی‌توانم؛ حالا دیگر مُد شده است همه مردم آقاها با خانم‌هایشان می‌روند مکّه!» خلاصه، محکم، که اصلاً [حاضر به آمدن نمی‌شد!] باز این‌قدر صحبت کردیم و یواش‌یواش و ملایم، این طرف و آن طرف، عیناً مانند ماهی‌گیرهایی که می‌خواهند ماهی بگیرند. می‌گویند: «إنّ مِنَ البَیانِ لَسِحرًا.»1 تا اینکه او یک خورده نرم‌تر شد و بعد مقدّمات و... ، حالا اینها عکس می خواهند. گفت: «عکس! مگر من عکس می اندازم! مکّه که نباید با عکس باشد!» گفتیم: ما از شما آن‌طور عکس که نمی‌خواهند! چادر سرت می‌کنی و می‌کشی روی صورت خودت، می‌روی پیش یک عکّاس زن [و عکس] می‌اندازی! اینها فقط یک مستمسکی می‌خواهند آنجا بچسبانند؛ این که عکس نیست! این هم اشکال ندارد.

  • خلاصه ما به هزار وسیله یک هم‌چنین عکسی از ایشان بردیم و گذرنامه‌شان را گرفتند و با هم رفتیم. رفت آنجا، طوافی کرد و سعی‌ای و منظره‌ای و دادی و بیدادی و لبّیکی و عجیب و عجیب! او می‌آمد در مسجدالحرام دیگر نمی‌خواست بیرون بیاید؛ هیچ! هیچ!

  • ما برگشتیم. او از یکی دو ماه که مانده بود به موسم حجّ، دیگر دیوانه شده بود، او را حرص برداشته بود! گفتیم: چه شده است آقا؟! تو که می‌گفتی این حج زیارت نیست؛ سیاحت است و تجارت است و گردش است و...! گفت: «نه، آقا! این‌طورها نیست! یک حساب‌های دیگر است!» خب خدا إن‌شاءاللَه باز مجدّداً قسمت کند!

  • امام مجتبی علیه‌السّلام بیست و پنچ مرتبه پیاده حج کردند

    1. من لا یحضره الفقیه، ج ٤، ص ٣٧٩، به نقل از رسول خدا صلّی الله علیه و آله: 
      «إنّ مِنَ الشِّعرِ لَحِکمَةً، و إنّ مِنَ البَیانِ لَسِحرًا»؛ نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣٣٢: «[هرآینه بعضی از انواع شعر، حکمت می‌باشد و] بعضی از انواع سخن، چنان در افادۀ معنا و تسخیر افهام مخاطبان، با فنون بلاغت و استعمالِ مجازات و انواع استعارات مؤثّر است که می‌توان آنها را از اقسام سِحر نامید.»