کیفیت ذکر دائمی خداوند و اهمیت دوام بر عمل
5دوام مشغولیّت نفس
خُب انسان همیشه بایستی که به چیزی مشغول باشد، نفس انسان همیشه مشغول کاری است؛ همینطوری که بدن انسان که زنده است و همیشه دارد کار میکند و یک آنْ از حرکت نمیایستد، نفس هم همینطور است. بدن انسانِ زنده همیشه در حرکت است و قلبش همیشه میزند؛ میخواهد خواب باشد، میخواهد بیدار باشد، میخواهد صحبت کند، میخواهد ساکت باشد، میخواهد بایستد، میخواهد حرکت کند، میخواهد غذا بخورد، میخواهد عبادت کند. قلب میزند، کلیه کار خودش را میکند، خون حرکتش را میکند، غذا به سلّولهای چشم و گوش میرسد، تمام سلّولهای انسان وظیفۀ خودش را در آن مسیرِ حرکت، حرکت جوهری انجام میدهند، میخواهد انسان بخواهد، میخواهد نخواهد؛ این لازمۀ زندگی است.
نفس هم همینطور است. نفس انسان تا هنگامی که زنده است، همیشه خود را با چیزی مواجه میکند و از آن چیز، یک صورتی در ذهن خود میگیرد؛ در خواب، در بیداری، در سکون، حرکت، کوچک باشد، بزرگ باشد، هیچ تفاوتی نمیکند. انسانِ زنده نفسش مشغول است، انسانِ مرده هم حالا میگوییم نفسش مشغول است، امّا نه به سوی زندگی؛ آنوقت فعلیّت است و حالا قابلیّت.
این نفس مشغول است، همیشه دنبال چیزی میگردد. همیشه یک صورت و یک خاطراتی برای ذهن انسان پیدا میشود، و انسان نمیتواند ذهن خود را از خاطرات فارغ کند؛ مگر اینکه از عالَم صورت بگذرد و وارد در عالم مافوق صورت بشود، آنوقت نفس متوجّه است به عالم بسیطی که صورت ندارد و بالاتر از صورت است؛ نه اینکه از توجّه افتاده است، نفس از توجّه نمیافتد، این لازمۀ حیات و زندگی است.
ذکر امور باقیه بهتر است یا ذکر امور فانیه؟!
پس بنابراین همیشه ذهن انسان و نفس انسان باید به چیزی مشغول باشد. حالا از آن چیزهایی که به او مشغول است، چه چیزی بهتر است؟ ذکر خدا بهتر است یا ذکر شیطان؟! ذکر خدا بهتر است یا ذکر نفس امّاره؟! ذکر خدا بهتر است یا ذکر مردم؟! ذکر خدا بهتر است یا ذکر مال فانی؟! یا ذکر شهوت؟! یا ذکر تخیّلات و توهّمات؟! یا ذکر اموری که موجب استکبار و شخصیّت انسان میشود؟! خلاصه، ذکر بقاء بهتر است یا ذکر امور فانیه؟!

