
حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
حقيقت دنيا و نحوۀ ارتباط انسان با آن. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 امام صادق عليهالسلام تحقق سه امر در وجود انسان را سبب فائق آمدن او بر امور و سهل و بي اعتبار شدن دنيا و شيطان و مردم در نظر او ميدانند. 2 مراد از دنيا در كلام امام صادق عليه السلام و آنچه مورد ذمّ و نكوهش ائمه عليهم السلام و اولياء الهي قرار گرفته چه ميباشد؟ 3 كيفيت تحقق عالم ماده و ساير عوالم وجودي و نحوۀ ارتباط آنها با پروردگار از ديدگاه فلسفي و حِكمي 4 دنيا عبارت است از كيفيت ارتباط و تعلق انسان به پديدههاي عالم هستي به نحوي كه او را از توجه به توحيد و واقعيت مبدأ وحقیقت وجود خويش باز ميدارد. 5 نقش مؤثر شيطان در جلوه دادن دنيا براي افراد و جايگزين كردن بينش اعتباري بجاي بينش واقعي و حقيقي در ایشان 6 توضيحي راجع به كيفيت ورود تدريجي انسان در امور دنيا و تعلقات آن و دور شدن از حقيقت توحيد و نورانيت وجودي خويش
حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
توضیحات:
حقيقت دنيا و نحوۀ ارتباط انسان با آن. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 امام صادق عليهالسلام تحقق سه امر در وجود انسان را سبب فائق آمدن او بر امور و سهل و بي اعتبار شدن دنيا و شيطان و مردم در نظر او ميدانند. 2 مراد از دنيا در كلام امام صادق عليه السلام و آنچه مورد ذمّ و نكوهش ائمه عليهم السلام و اولياء الهي قرار گرفته چه ميباشد؟ 3 كيفيت تحقق عالم ماده و ساير عوالم وجودي و نحوۀ ارتباط آنها با پروردگار از ديدگاه فلسفي و حِكمي 4 دنيا عبارت است از كيفيت ارتباط و تعلق انسان به پديدههاي عالم هستي به نحوي كه او را از توجه به توحيد و واقعيت مبدأ وحقیقت وجود خويش باز ميدارد. 5 نقش مؤثر شيطان در جلوه دادن دنيا براي افراد و جايگزين كردن بينش اعتباري بجاي بينش واقعي و حقيقي در ایشان 6 توضيحي راجع به كيفيت ورود تدريجي انسان در امور دنيا و تعلقات آن و دور شدن از حقيقت توحيد و نورانيت وجودي خويش
حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
6شما دو فرزند دارید، یك فرزندتان بسیار شخص مطیع، مؤدّب به آداب، مؤدّب به اخلاق و دارای روابط و اعمال سنجیده و كردار شایسته، محبّ، علاقهمند، دلسوز و رعایت پدر و مادر را میكند، در زندگی به آنها میرسد و آنچه كه مورد رضایت والدین هست این فرزند تحصیل میكند و این بر حسب اتفاق فرض كنید كه در آن طرف دنیا قرار دارد. یك فرزند دارید كه او بر خلاف او حالا نه اینكه در این جمع كه نیست فقط از باب مثال است اگر یك شخصی داشته باشد نه مربوط، خطاب به این جمع و اینها كه نیست یك كسی فرزندی دارد كه این اصلًا رعایت ندارد و سرش به راه خودش است، هر كاری كه دلش بخواهد انجام میدهد، در قبال پدر و مادر میایستد، كارهای آنها را به تمسخر میگیرد، به نصایح آنها ترتیب اثر نمیدهد و به دنبال تحصیل سوء استفاده از موقعیت و از خصوصیات مادی پدر و مادر است. بهطور كلی یك وصله ناجوری است كه احساس میشود در یك موقعیتی این وصله ناجور قرار دارد، و این در خود منزل شماست. حال ارتباط شما و تعلّق خاطر شما به آن فرزندی كه در آن طرف قرار دارد بیشتر است یا به فرزندی كه در منزل بر این كیفیت است؟ قطعاً آن كه در این منزل است و اتاقش مجاور اتاق شماست و هر روز ملاقات و دیدن و ارتباط انجام میشود، آن فاصلهای كه شما بین خود و بین او احساس میكنید بسیار فاصله فاصله بعیدی است بر حسب آن موقعیت و وضعیتی كه او به خود میگیرد در ارتباط با شما. اما آن كه در آن طرف دنیا هست و حتی شما شاید سال به سال او را نبینید یك وحدت باطنی و یك تعلّق قلبی بین خود و بین او احساس میكنید گرچه او را نمیبینید. پس این مسئله تعلّق یك مسئله قلبی است نه یك مسئله ظاهری و فیزیكی؛ مسئله ظاهری و فیزیكی به تعلّق ارتباط ندارد. آنچه كه موجب قرب و بُعد است او به قلب و نفس و روح برمیگردد، به بدن و ماده كه برنمیگردد.
