
حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
20لذا در ارتباط با این مسئله، هانَ عَلَیهِ الدُنیا اگر انسان این مطلب را فهمید هانَ آسان میشود. آقا برای شما این را گفتند میخندد، آقا برای شما آن مجلس این حرف را زدند، یك خندهای میكند، بفرمایید یك قدری تنوعی هست. بالاخره برای هضم غذا اگر وقت بود. آقا این حرف را آنجا زدند. این حرف را اینجا زدند، هانَ ... این چی داری میگویی بابا جان؟ مثل نقش بر دیوار مسئله همینطور دارد به گوش ما میخورد. تو گوشمان هم نمیرود. حتی از این پرده سماخ تجاوز نمیكند كه وارد سیستم عصبی مغز و این ور مغز و آن ور مغز و چپ و راست و ... اصلًا از این پرده سماخ تجاوز نمیكند. اما اگر انسان بخواهد در این مسائل فرو برود، امروز این را میبیند فردا آن را میبیند، اینجا تلفن میكند، آنجا بزند، اینجا یواش افراد را صدا میزند آنجا افراد را توخانهاش صدا می زند. این حرف را به او بگو آن حرف را به او نزن، یك آش شله قلمكاری درست میكند كه عمرش را بر همین مسائل و درگیری و فكر و ... خواب هم كه می بیند خواب زد و بست میبیند. هم تو بیداری هم تو خواب، نماز میخواند میبیند این نماز دیگر این حقیقت را ندارد، خلافش هم پیدا شد.
در یك جلسه دیگركه ما در آنجا بودیم عكس این قضیه پیدا شد. من شركت كرده بودم در آن مجلس میبینم عجب این مجلس مجلس سیدالشّهدا است مجلس امام حسین است مجلس اربعین است. اما چرا نور ندارد. این چرا تاریك است؟! این مجلسی است كه مرحوم آقا نشسته اینجا، سالیان سال نشسته برای مردم صحبت كرده جلساتی در اینجا بوده. چیست؟ نیت خراب میكند آقا، وقتی نیت نیت الهی نشد جوّ را برمیگرداند. نور را ازاین اتاق و از این فضا بیرون میآورد، وقتی نور رفت ظلمت میآید به جایش، تمام حركات مانند حركات این افرادی كه خیمه شببازی میكنند یك چیزهایی درست میكنند و مثل مجسمههایی دستشان را میبرند بالا، سرشان را تكان میدهند صحبت میكنند این بچهها خیال میكنند این عروسك و مجسمه دارند. تمام حركات، سكنات عین این تئاتر مثل حركات خیمه شب بازی. چرا؟ چون روح سیدالشّهدا در این مجلس وجود ندارد، یا باید امام حسین باشد در مجلس یا باید شیطان باشد، حدّ ثالثی وجود ندارد. امام حسین رفت بیرون او میآید، شیطان رفت بیرون امام حسین میآید. این میشود دنیا و این هم برای همه هست. خیال نكنید دنیا فقط برای ...
