حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
15یك وقت ما در یك مجلسی بودیم یكی از آقایان كه به رحمت خدا رفته در طهران در همان زمان شاه صحبت از وظیفه و تكالیف و این چیزها شد. یك شخص خیلی معروفی هم بوده. گفت من یك وقتی خدمت مرحوم آیة اللَه گلپایگانی بودم آن زمان مرحوم آیة اللَه گلپایگانی حیات داشتند به ایشان گفتم: آقا مشكل ما در اینجا مشكل نبودن امام علیه السّلام است، اگر ما امام داشتیم وظیفه خود را از ایشان میپرسیدیم. ما الان چه كنیم؟ كجا برویم؟ چه نوع تبلیغی بكنیم؟ ایشان خیلی خوش صحبت بود و حرّاف و مطالب را هم خیلی قشنگ بیان میكرد. درحالیكه ما اطلاع داشتیم، تمام كارهایی را كه انجام میگرفت اگر نگوییم تمام، اكثر فعالیتها و سخنرانیها و كیفیت تبلیغ همه بر اساس نفس بود، همه بر اساس نفس بود. شما نمیخواهد به امام زمان برسید. آیا فلان كار را انجام دادن و یك نفر را از یك جا بیرون كردن و سر جای او آمدن، آیا این دستور امام زمان است؟! آیا نماز را قضا كردن هم جزء دستور امام زمان است؟! آیا مردم را از یك مجلس به مجلس دیگر بردن به این عنوان، مطلب را بیان میكرد به چه نحوه؟ یك صحبتی را میكرد دوجا منبر میرفت، دو جا صحبت میكرد یك مقدار صحبت را باقی میگذاشت برای مجلس دیگر. میگفت تتمّه را در مجلس دیگر خواهیم گفت. آن وقت آن واعظی كه بعد میآمد مجلس دیگر برای او خلوت میشد. ببینید قشنگ، خوب آقا، خوب شیطان كار خودش را بلد است، خوب میتواند بیاید و مسائل را مطرح كند. حالا شما درد غیبت امام زمان را داری؟ چه كسی را داری گول می زنی؟ چه شخصی را داریم فریب میدهیم؟ ما چه كسی را داریم گول میزنیم؟ ما خیال نكنیم كه حالا خود ما هم در همین جا آمدیم در همین مجلس آمدیم، ما از دستبرد شیطان دور هستیم. تصور نكنید. تكتك افرادی كه در اینجا نشستند از من گوینده تا دوستان و رفقای شنونده كه نسبت به تكالیف الهی مورد مؤاخذه و مورد عقاب واقع میشوند.

