حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
14انسان میتواند، میتواند انسان به یك نحو دیگری انجام بدهد. این چه میشود آنوقت نه، این قسم بهتر است. مردم این قسم استقبال میكنند، مردم این قسم رو میآورند. به افراد مبرّز مردم توجه میكنند، چه اشكال دارد كه به این كیفیت باشد؟! این هم خودش یك تبلیغ است! انسان با این كیفیت در اجتماع حركت كند، زن و مرد از توی خیابان تماشا میكنند میگویند به به به! چهره نورانی و افراد هم به دنبال اینها. آنوقت این چی؟ ها! آنوقت این امام رضا برمیگردد. آنوقت انسان میخواهد بیاید امام رضا را زیارت كند، یكدفعه میآید شیطان را زیارت میكند به جای امام رضا. یعنی تو آن ضریح به جای امام رضا چه كسی نشسته؟ شیطان نشسته، آن را میآید زیارت میكند.
شما خیال میكنی كه توی حرم امام رضا شیطان نیست؟ پس اینها كه جیب مردم را میزنند كجا میزنند؟ آنجا هم شیطان هست، همه جا هست. تو مسجد الحرام هم شیطان است، توی حرم امام رضا هم شیطان هست، تو كربلا هم شیطان هست، تو نجف هم شیطان هست، همه جا هست. دارید میبینید دیگر چه مسائلی هست. شیطان رفته و در همه جا سفرهاش را انداخته است، میگوید بیایید و بر سر سفره من بنشینید! نروید بر سر سفره امام رضا بنشینید، نروید سر سفره امام زمان بنشینید، به جای اینكه سر سفره امام زمان بنشینید ببینید سفره من چه قشنگ است، چقدر توجه میكنند، مردم چه سلام و صلواتی میفرستند.
یك روز با مرحوم آقا جایی دیدن یك شخصی رفتیم. آن شخص ماشین فرستاده بود كه رفته بودیم برای دیدن ایشان. در موقع مراجعت یك مرتبه آمدند پیاده شدند كه در را باز كنند. یكمرتبه آقا گفتند: بنشینید سرجایتان، ما خودمان در را باز میكنیم. بعد هم ایشان در را باز كردند. از جای خود تكان نخورید. هم به راننده و هم به [آن شخص گفتند] خودمان پیاده میشویم. این نه اینكه بخواهد تصنّع كند، ذاتش بر آن فطرت باقی مانده، ذاتش بر آن حقیقت باقی مانده، ذاتش به همان مسئله توحید و به همان كیفیت باقی مانده. میخواهد بگوید كه اینها برای انسان شرف نمیآورد، اینها برای انسان افتخار نمیآورد. اگر دو دفعه آمدند برای من در را باز كردند دفعه سوم نیامدند یكدفعه یك چیزی توی ذهن من خطور میكند، ها نیامد این دفعه! تا خطور میكند نسبت به او یك حالتی پیدا میكند. این حالت اول نبود. آقا جان دست داری در را باز كن، دست داری خوب در را باز كن، حالا هر كسی هستی.

