آثار سوء مباهات و راههاى مقابله با آن
9حالا میشود بگوییم این غافل، غافل بسیط است؟ درحالتیكه به اینها میگویند غافل. این مصداق چیست؟ مصداق يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا حكومت ری؛ یعنی همین حكومت طهران. آن موقع طهران یك قصبهای بود، یك قریهای بود. عمده همین ری بود ری حضرت عبدالعظیم، در اینجا خیلی بزرگ و خیلی وسیع بود و خیلی بعد بواسطه مرور زمان و حوادثی كه پیدا شد بسیاری از شهر تخریب شد و خانهها به زیر رفت و الان در بعضی از حفاریهایی كه میكنند خانههایی كه مربوط به آن زمان است از زیر خاك بیرون میآید. خیلی وسیع بوده، طهران یك قصبهای بوده در مقابل آن، یك قریهای بود. البتّه حكومت ری، حكومتی بود كه ری بود، قم بود، ساوه بود، سایر این شهرها هم كه در همان منطقه، یك استان بسیار بزرگی در آن زمان محسوب میشد، از حكومت ری محروم میشوم. يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا فقط یك ظاهری از حیات دنیا میماند. این گذران زندگی را برای سلطنت میخواهم این میشود ظاهر حیات دنیا. این گذران زندگی را برای حكومت میخواهم. این میشود ظاهر حیات دنیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ بدبخت دو روز دیگر چه؟ فكر دو روز دیگر را كردی؟ بیچاره فكر مرضی كه بعداً به سراغت میآید كردی؟ فكر آن سرطانی كه میآید سراغت كردی؟ فكرحوادثی كه برای تو اتفاق میافتد كردی؟ وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ آنوقت این ظاهر حیات دنیا كه به اندازه حباب روی آب هم به این وصال نداد. بعد هم وقتیكه آمد به ابن زیاد گفت حكومت ری. گفت: من كی به تو گفتم؟ گفت: اینها. گرفت پارهاش كرد. گفت برو حكومت ری. حضرت فرمودند: امیدوارم كه به حكومت ری نرسی. گفت: اینها، خودت نوشتی؟ گفت: كو؟ من كی نوشتم؟ گفت: بیا. تا آمد بدهد گرفت پارهاش كرد. گفت: حال برو. بفرما. يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا یك ظاهری را میداند، یك تخیلاتی را میداند، یك اعتباراتی را میداند. امّا عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ غافلند از آن پرده پشت این قضیه، از آن مسائل پشت این قضیه غافلند كه تو كه الان داری دست به این جنایتمیزنی، چه مسائلی را داری برای خودت بوجود میآوری؟ غافلند، امّا نه غفلتی كه یك بچّه و یك طفل دارد، آن غفلت اشكالی ندارد. غفلت بچّه اشكالی ندارد. كسی هم بر او مذمّت نمیكند. تازه مذّمت به بزرگترها میكنند چرا دستش را نگرفتی؟ چرا راهنمایی نكردی؟ كسی او را مذمّت نمیكند.

