اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن‏

15290
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن‏

9
  • در مكتب توحید آنچه كه هست به او نسبت داده می‌شود من چیزی نمی‌گویم من چیزی ندارم واقعا می‌گوید. یك‌روز خدمتتون عرض كردم این حرفها را ممكن است ما بزنیم اما اگر یك نفر بیاید به ما بگوید بله درست است این مطالبتان شما چیزی ندارید، می‌خواهیم صد تكه‌اش بكنیم چه می‌گویید همه این حرفها مال من است! من رفتم كتاب را خواندم و زحمت كشیدم و پیش بزرگان بودم و حرف‌های بزرگان را شنیدم و دارم حالا برای شما می‌گویم من چیزی ندارم؟ بیخود كردی این حرف است داری می‌زنی؟ اگر راست می‌گویی برو جای دیگر بشنو، می‌خواهیم آنها را صد تكه بكنیم. اما در مكتب توحید حرف به گوینده نسبت داده نمی‌شود از رسول خدا گرفته تا امیرالمؤمنین و ائمه معصومین تا اولیاء خدا در مرتبه توحید نه پایین‌تر پایین‌ترش حالا بحث هست كه ان‌شاءاللَه اگر وقت پیدا كنیم عرض می‌كنیم از رسول خدا تا اولیاء همه یك مطلب را می‌گویند همه مطالب را به آن طرف نسبت می‌دهند و واقعاً هم می‌گویند نكته اینجاست.

  • انسان این مطلب را در ارتباط با آنها لمس می‌كند می‌یابد، می‌فهمد كه كلك نمی‌زنند. می‌فهمد كه این مطلب فقط ظاهر نیست این از باطن آنها برمی‌خیزد و چون حقیقت توحید را در كلام اینها به این نحو مشاهده می‌كند جذب توحید می‌شود. می‌ببیند اینجا خبری نیست، این برای خودش چیزی نگذاشته، حسابی برای خودش باز نكرده، هرچه هست دارد به آن طرف نسبت می‌دهد. پس بنابراین من و این در این نقطه یكسان هستیم، دیگر ما حسابی نداریم، اینكه دارد می‌گوید هر چه هست اوست، ما هم كه با او طرف هستیم؛ همه اشكالات در این پیدا می‌شود كه من بگویم بیایید به سمت من، مطالب را بیایید از من بشنوید مسائل عرفانی و توحیدی را بیایید من برای شما بگویم. منتهی این منیت در جهات و ابعاد مختلفی می‌تواند ظهور پیدا كند: یكی از آن در مسائل دنیا، همین مسائل عالم طبع و عالم ماده است، مسائل ریاسات است مسائل حكومتی است، مسائل سیاسی است بعد می‌آید وارد مسائل فقهی می‌شود، مسائل ولایی می‌شود و همین‌طور می‌آید بالا كم‌كم می‌آید داخل مسائل عرفانی هم می‌شود، همه‌اش یكی است، منشاء و منبع یكی است آن منبع در غیر از مسائل دینی به ظهوراتِ مختلفی جلوه می‌كند، همان منبع در مسائل دینی به ظهورات مختلف جلوه می‌كند؛ آن شخصی كه كتاب احكام می‌نویسد و به همه جا ارسال می‌كند معنایش این است كه بیایید این را عمل كنید، هیچ‌وقت دیدید بگوید كه از این كتاب احكام من را كنار بگذارید كتاب دیگری را بردارید، اگر كسی شنیده بگوید، هیچ‌وقت شده انسان در مسائل به غیر از خود ارجاع بدهد؟! در مطالب به غیر از خود ارجاع بدهد، فرد را به جای دیگر بفرستد؟