
مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن
بيان مراتب مباهات و چگونگي مقابله با آن. شرح فقره: واذا اشتغل العبد بما اَمَرَه اللَه تعالی ونهاه لا یتفرغ منهما الي المراء و المباهاة مع الناس. 1 ذكر مراتب فخر فروشي و مباهات و بيان طريقۀ ناصحيح و غيرشرعي برخي گروهها براي مقابله با آن 2 در مكتب توحيد توجه و نظر افراد در انجام تكاليف فقط بايد به سمت پروردگار بوده و از انجام تكاليف منطبق بر حالات و موقعيتهاي مختلف دوري كند 3 تفريق قائل شدن ميان وجود پروردگار در جلوت و خلوت و در باطن و ظاهر شرك و عين ثنويت است، هواللَه في السماء اله و في الارض اله 4 ذكر حكايتي از مرحوم شيخ محمد بهاري مبني بر كيفيت عملكرد و برخورد دقیق ايشان در ارتباط با طلبۀ بيمار 5 يكي از مسائل بسيار مهم در مكتب عرفان بها دادن به شخصيت و عزت افراد و آزادي نفوس ايشان در ارتباط با پروردگار ميباشد 6 در مكتب عرفان و اولياي الهي هيچ دعوتي به سمت خود صورت نميگيرد و همه مطالب به پروردگار متعال نسبت داده ميشود. 7 مسأله مراء و مباهات در برخي افراد به صورت مسائل علمي و عرفاني بروز و ظهور پيدا ميكند. 8 يكي از مسائل مهم در مكتب توحيد كه عدم توجه نسبت به آن منجر به خطرات و توقف از حركت به سمت كمال ميشود مسأله مباهات ومراء ميباشد 9 حركت و توجه روز افزون مردم و جوامع بشري به سمت معنويات و امور ماوراء ماده به منظور رهايي خود از ماده 10 آنچه كه امروزه در مكاتب مذهبي و غير مذهبي همچون بودا و غير آن به چشم ميخورد گرفتاري در مراتب صفات و اسماء پروردگار و التذاذات نفساني ميباشد
مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن
توضیحات:
بيان مراتب مباهات و چگونگي مقابله با آن. شرح فقره: واذا اشتغل العبد بما اَمَرَه اللَه تعالی ونهاه لا یتفرغ منهما الي المراء و المباهاة مع الناس. 1 ذكر مراتب فخر فروشي و مباهات و بيان طريقۀ ناصحيح و غيرشرعي برخي گروهها براي مقابله با آن 2 در مكتب توحيد توجه و نظر افراد در انجام تكاليف فقط بايد به سمت پروردگار بوده و از انجام تكاليف منطبق بر حالات و موقعيتهاي مختلف دوري كند 3 تفريق قائل شدن ميان وجود پروردگار در جلوت و خلوت و در باطن و ظاهر شرك و عين ثنويت است، هواللَه في السماء اله و في الارض اله 4 ذكر حكايتي از مرحوم شيخ محمد بهاري مبني بر كيفيت عملكرد و برخورد دقیق ايشان در ارتباط با طلبۀ بيمار 5 يكي از مسائل بسيار مهم در مكتب عرفان بها دادن به شخصيت و عزت افراد و آزادي نفوس ايشان در ارتباط با پروردگار ميباشد 6 در مكتب عرفان و اولياي الهي هيچ دعوتي به سمت خود صورت نميگيرد و همه مطالب به پروردگار متعال نسبت داده ميشود. 7 مسأله مراء و مباهات در برخي افراد به صورت مسائل علمي و عرفاني بروز و ظهور پيدا ميكند. 8 يكي از مسائل مهم در مكتب توحيد كه عدم توجه نسبت به آن منجر به خطرات و توقف از حركت به سمت كمال ميشود مسأله مباهات ومراء ميباشد 9 حركت و توجه روز افزون مردم و جوامع بشري به سمت معنويات و امور ماوراء ماده به منظور رهايي خود از ماده 10 آنچه كه امروزه در مكاتب مذهبي و غير مذهبي همچون بودا و غير آن به چشم ميخورد گرفتاري در مراتب صفات و اسماء پروردگار و التذاذات نفساني ميباشد
مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن
20این حالت حالت یك موحّد است آن شخصی كه در توحید به توحید ذاتی میرسد این حالت را دارد؛ یعنی در وجود خود دیگر به خود فخر نمیفروشد، این عمل را انجام بدهم برای اینكه به این مسئله برسم. زیارت میخواهد برود میگوید منّت بر من گذاشتند مرا آوردند زیارت، نه اینكه زحمت كشیدم آمدم حالا باید یك چیزی از امام حسین بگیرم این مال موحّد نیست. حج میخواهد برود میگوید منّت بر من گذاشته شد كه مرا اینجا آوردند لَقَدْ مَنَّ اللَه عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ آلعمران، ١٦٤ خدا بر مؤمنین منت گذاشته حالا ما میرویم پیش پیغمبر میگوییم: ما مسلمان شدیم، چه مسلمان شدیم! مسلمان نباش بت پرست باش، خدا بر مؤمنین منّت گذاشته تا اینكهیك همچنین پیغمبری را برداشته آورده، خدا به این هم اكتفا نكرده سراغ پیغمبر هم رفته به او هم گفته: من بر تو منّت گذاشتم، در توحید هیچ فرقی نمیكند فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَه لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ آلعمران، ١٥٩ خیال نكنید این اخلاقی كه داری و همه را به سوی تو جذب كردی و همه آمدند به دنبال تو مال تو بوده فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَه لِنْتَ لَهُمْ فضل خدا بوده، منّت فقط مال خدا است چه بر ما چه بر پیغمبر چه بر ائمه هیچ تفاوتی نمیكند. در عالم توحید یك منّت قرار دارد و آن منّت منّت خداست؛ بر ما به یك قسم بر ائمه به یك قسم بر پیغمبرش به یك قسم، یك نفر بیاید در اینجا عرض اندام كند یك سر سوزن با خود بگذارد همانجا پس گردنی میخورد. حالا این میخواهد ما باشیم، میخواهد رسول خدا باشد، ما باشیم یك پس گردنی میخوریم رسول خدا باشد خیلی شدیدتر؛ یك دفعه آمد گفت: آن شخص آمد سؤال كرد حضرت فرمود جوابت را فردا میدهم. تا چهل روز وحی قطع شد،1 كی به تو گفت من فردا میگویم؟ از كجا میدانستی فردا به تو وحی میآید؟ خیال نكنید این مطالب شوخی است خدا در این عبارات دارد مطلب را به كله ما فرو میكند كه چیزی تویش فرو نمیرود كه: بدانید در مسئله توحید برای من بین شما و بین پیغمبر من هیچ فرقی نمیكند هیچ تفاوتی ندارد، این حرفها برای این است كه ما بفهمیم. گفت فردا بیا جوابش را بگیر تا چهل روز وحی را قطع كردند هی صبر كرد دید خبری نیست خدایا برای چی گفتی؟ چهل روز، یك دور زده شد یك مسائلی پیش آمد دیدگاه عوض شد خدا گفتها حالا بفرما حالا كه صاف شد قضیه صفر شدی یربهیر شدی حالا وحی آمد حالا به او بگو. این حقیقت حقیقت توحید است. این قضیه كجا پیدا میشود! در كدام مكتب این قضیه به چشم میخورد؟!
- بحار الأنوار (كتاب النبوّة) ج ١٤، ص ٤٢٣. (به نقل از اربعين در فرهنگ شيعه، ص ٣٧)
