
كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات
كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات
9حضرت میفرمایند اگر عبد به آنچه كه مورد تكلیف الهی قرار میگیرد و از ناحیه پروردگار مكلّف میشود كه انجام بدهد و ندهد به او اگر قیام بكند دیگر نیازی به فخرفروختن و مباهات و مجسّمه سازی ندارد، دیگر نیاز به ابراز وجود ندارد، دیگر نیاز ندارد من بیایم خودم را در قبال مردم نیك جلوه بدهم، دیگر احتیاجی به این ندارد دیگر نیاز ندارد من بیایم بر سر منافع دنیوی با افراد دیگر به مراء و جدال برخیزم دیگران را كنار بزنم و خود را در جای دیگران بنشانم. این گروه بیاید بر سر آن گروه بزند برای اینكه آن موقعیت را كسب كند. اگر هر فرد بخواهد به وظیفه خود عمل بكند دیگر توی سر زدن ندارد. وظیفه من چیست؟ وظیفه من این است كه بیایم و بگویم من اینم این خصوصیاّت را دارم همین والسّلام. شما میخواهی من را انتخاب بكن میخواهی انتخاب نكن خداحافظ شما. انتخاب نشدم او خواسته انتخاب شدم او خواسته، این میشود وظیفه.
حالا اگر بیایم برای جلو افتادن حریف را كنار بزنم این میشود عدم قیام به تكلیف. برای جلو افتادن به دیگران انگ بزنم این میشود عدمقیام به تكلیف. برای جلو افتادنمراء، جدال، نزاع، دعوا، تو سرهم زدن، شخصیت همدیگر را كوبیدن، تمام ارزشهای انسانی را زیرپا گذاشتن و برای منافع دنیوی به اسم خدا رسیدن، خدا را جلو گذاشتن و بعد هر كاری انسان دلش میخواهد پشت سر این قضیه انجام بدهد. یك خدا را داشته باشیم یك عمل به تكلیف را در مقابل خودمان نگه میداریم تابلو، و بعد از آن پشت هر كاری كه دلمان بخواهد دیگر میرویم انجام میدهیم هر حذف شخصیتی دلمان میخواهد انجام بدهیم، هر عیب و نقصِ مخفی مردم را بیرونبكشیم و بر جامعه عرضه كنیم. این راه الهی است! این راه، راه معصومین علیهمالسّلام است! این راه راهی است كه آنها به ما پیشنهاد كردند ما را به اینها توصیه كردند نه جانم!
