اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت مصیبت برای تکامل انسان

14692
عنوان بصری
جلسات

ضرورت مصیبت برای تکامل انسان

19
  • بنده خود شاهد بودم یكی از فرزندان مرحوم آقای حداد ایشان در طول دوران ازدواج و زندگی خودش بچه دار نمی‌شد، آن چه كردند او بچه دار نشد، پسر ولی خدا كه تمام عالم وجود در اختیار اوست. تا آنجایی كه بنده اطلاع دارم بنده نسبت به این مسئله متیقن هستم هیچ شكی در آن نیست. خیلی مسائل ما دیدیم. از خود ایشان هم بنده خیلی مطالب دیدم. دكتر رفتند در محل مسكونی شان رفتند در بغداد رفتند جاهای دیگر رفتند، نمی‌دانم مجالس توسل گرفتند حتی خود ایشان از آقای حداد پدرشان درخواست كردند كه مرحوم آقا بروند دعا كنند ایشان می‌روند در حرم دعا می‌كردند. در مجالس ... نشد كه نشد.

  • وقتی كه مرحوم آقای حداد از دنیا رفتند یك سال بعد ایشان بچه دار شدند. نباید این طور بشود، همین قضیه برای افراد دیگری هم اتفاق افتاده، همین نحوه گرفتاری دیگر، ناگواریهای دیگر برای افراد دیگر اتفاق افتاده. خود ایشان، خود ایشان راجع به یك گرفتاری كه پیش آمده بود به مرحوم آقا فرمودند شما كه می‌روید به ایران در یك مجلستان این كار را انجام بدهید نه مربوط به این قضایا، مربوط به یك مسائل كلی دیگر. چرا باید این نحوه باشد؟ چرا اراده نمی‌شود؟ این شخصی كه می‌تواند با یك اراده همه مسائل را حل كند چرا این كار را نمی‌كند؟

  • مرحوم آقا می‌فرمودند در زمان سابق یكی از همین افراد ظاهراً در زمان عبدالسلام عارف در زمان ایشان آمدند و خیلی تضییقاتی برای مرحوم آیت ال له حكیم وارد كرده بودند به نحوی كه آب و برق و تلفن و همه چیز منزل ایشان را بسته بودند و منزل ایشان در محاصره بود و حتی آب نداشتند این خانواده، آب نداشتند، یعنی مرحوم آقای حكیم آب نداشت در منزلشان، اصلا همه متوجه شده بودند كه قضیه چیست. آخر خیلی مسئله مشكل بود یكی از دوستان ایشان كه الان هم حیات دارد از كاظمین، منزلش در كاظمین است می‌رود در كربلا خدمت آقای حداد می‌گوید آقا به ما اطلاع دادند ایشان آب در منزلشان نیست، بچه هایشان در تشنگی وعذاب هستند خیلی شبها آن هم با یك ... سه چهار روز از این قضیه گذشته بود و به یك نحو خیلی مخفیانه و پر خطر، چون تهدید هم كرده بودند، آب می‌برند در منزلشان، نه برق، نه تلفن است نه ... آمد پیش آقای حداد كه آقا یك كاری انجام بدهید برای ایشان. ایشان فرمودند انشاءال له الان درست می‌شود خدایا اصلاح كن، همان آن دستور دادند همه چیز تمام شد، هیچی تمام شد گفتند بروید پی كارتان.