
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
26حالا رفقا خیال میكنم آن استعداد و آمادگی را دیگر پیدا كرده باشند اگر یك همچنین وضعیتی برای ما بخواهد بیافتد یك همچنین قضیهای نه هر جایی، در ركاب سیدالشّهداء، التفات كردید؟ در ركاب سیدالشّهداء یا در ركاب ولی خدا كه همان وجود نازله امام علیه السّلام است با مطالبی كه عرض شد آیا هی دقیقه شماری نمیكنید؟ هی لحظه شماری نمیكنید؟ لحظه ای كه در آن لحظه سعادت بر انسان تمام شده، در آن لحظه شیطان كنار رفت و اهل سعادت شد، در آن لحظه امام علیه السّلام انسان را دیگر گارانتی كرده و تمام، تمام شد.
آیا در این زمان لحظه شماری ندارد؟ آیا شادی ندارد؟ آیا انتظار كشیدن ندارد؟ پس میبینید مصیبت چهره خودش را عوض كرد تبدیل به عروسی شده، تبدیل به جشن شده تبدیل به شاد كامی شده، اصلًا در روز عاشورا از افراد عمر سعد میگویند انْظروا عِلی حال هذا الرّجُل لا یبالی بِالمصائِب نگاه كنید ببیند اصلًا تنها چیزی كه به نظرش نمیآید مرگ است. چكار دارد میكند؟ میگوید الی هولاء یا به خود سیدالشّهداء اشاره میكند در دو بیان اصلًا به اینها نگاه كنید به این اصحاب نگاه كنید اصلًا خودشان را دارند میاندازند توی دل ما، خودشان را اصلًا دارند میاندازند در این آهن و تیر و شمشیر و این اصلًا میاندازند خودشان را مانده بودند كه قضیه چیه؟
آن احمقها و بیچارهها نمیدانستند كه برای اینها مطلب عوض شده، آنها دارند فرار میكنند اما اینها دارند به استقبال میروند، آنها این را جام زهر میدانند و این جام شهد دارد میبیند، وقتی كه حضرت قاسم میگوید احلی مِنَ العَسَل از عسل شیرین تر است بی خود نمیگفته، یعنی میفهمید و میگفت، ادراك میكرد این مسئله را و میگفت، سیزده سالش بود ولی میفهمید فهمی را كه بزرگان هفتاد ساله ما هم نداشتند، میفهمید كه این مطلب را داشت میگفت. او ادراك میكرد این مسئله را و میگفت احلی مِنَ العَسَل اینجاست كه دیگر گریه انسان بر سیدالشّهداء گریه بر مصیبت نمیشود اشك از چشمان انسان میآید اما این اشك بر حسرت است بر حسرت است نه اشك بر اینكه آی چرا شمشیر زدند الان خون دارد به صورتش میآید.
