اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت مصیبت برای تکامل انسان

14692
عنوان بصری
جلسات

ضرورت مصیبت برای تکامل انسان

25
  • اینجا دیگر مقامی‌است كه خیلی اعلاء است و عالی ترین مقامی است كه به قول خواجه زیر شمشیر غمش رقص كنان باید رفت. خودش اصلًا به دنبال می‌رود، خودش خودش را در معرض قرار می‌دهد، خودش می‌گوید آقا پس چی شد؟ خودش می‌گوید پس‌ چرا مسئله ای نیست؟ پس چرا قضیه ای اتفاق نمی‌افتد؟ یعنی به یك ادراكی می‌رسد كه آن ادراك او را دائماً در حال طلب قرار می‌دهد. هی می‌خواهد بطلبد، هی می‌خواهد بطلبد، هی می‌خواهد تغییر پیدا بكند، هی می‌خواهد نفس خودش را عوض كند، بدنبال چاره می‌گردد و بدنبال وسیله می‌گردد. نه اینكه فرار می‌كند، آی یك وقت اتفاقی نیافتد، آی یك وقتی آن جور نشود ...

  • لذا در قضیه كربلا همانطوری كه آقای حداد می‌فرمودند به مرحوم آقا نسبت به قضیه كربلا ماهیت مسئله از صورت مصیبت خارج شده بود. این آن سرّی است كه ایشان می‌فرمودند و خیلی ها نفهمیده نسبت به ایشان مسائل و ردها و انتقادهایی كه داشتند این مسئله است كه در قضیه روز عاشورا اصلًا مسئله از مصیبت خارج شده بود و مسئله مصیبت نبود. اصحاب سیدالشّهداء می‌خندیدند مسلم بن عوسجه شوخی می‌كرد پیرمرد شوخی می‌كرد با آن رفیق خودش در شب عاشورا، حضرت علی اكبر نسبت به مسائل و به قضایایی كه می‌خواست اتفاق بیافتد می‌فهمیدند دیگر، مسئله شوخی كه نیست اصلًا حالت استقبال داشتند: كی صبح می‌شود؟ كی این شب صبح می‌شود؟ و كی این مسائل می‌خواهد اتفاق بیافتد؟ اصحاب سیدالشّهداء در رفتن به میدان بر همدیگر پیشی می‌گرفتند، می‌ترسیدند یك قضیه ای اتفاق بیافتد یك وقتی شهادت نصیب نشود یك وقتی این مسئله خدای نكند یك مطلبی اتفاق بیافتد، یك قضیه حالا حضرت بگویند كه نرو! یا مثلًا فرض بكنید كه یك جوری بشود هی دائماً در اضطراب بودند در اضطراب، می‌خواست زودتر برود كه مسئله دیگر تمام بشود، قضیه به نهایت برسد و آن فزت و رب الكعبه ایی كه امیرالمؤمنین علیه السّلام در محراب گفتند، آن فزت و رب الكعبه نصیب این بشود. وقتی كه شمشیر می‌خورد دیگر كار تمام است، تكلیف دیگر تمام است امیرالمؤمنین كی گفت فزت و رب الكعبه؟ وقتی دید دیگر تكلیف تمام شد و ابن ملجم شمشیر را زد و پرونده دیگر بسته شد اینجا حضرت فرمود فزت یعنی به آن مرتبه دیگر رسیدم، آنچه را كه به دنبالش بودم دیگر حیاضت كردم و بدست آوردم.