
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
18بعد مرحوم آقا فرمودند آیا بیننا و بین ال له ما حاضریم این مقام امامت و ولایت را به ما بدهند با این همه گرفتاری؟ هیچ وقت نمیخواهیم. ما خیال میكنیم امام علیه السّلام گرفته نشسته و كیف میكند و سر سریر از این طرف بادش میزنند و از آن طرف برایش انواع ماكولات و مشروبات و نوشیدنیها و نمیدانم غذا ها و نمیدانم اطعمه میآورند و او هم تاج ولایت را گذاشته روی سرش ...، نه آقا اینطور نیست.
یك روز از مسئولیت امام زمان را الان به ما بدهند با این افكار ها نه! با این افكار و با این تعلّقات یك روز بدهند ما هزار سال میخواهیم در روی زمین نباشیم، آن امام است كه میتواند تحمل كند و اینها را همه را بپذیرد و این ناملایمات را در وجود خود تحمل كند و صبر كند. میگویند آی اینها از اولیاء خدا شدند! اینها دیگر مطلبی ندارند! اینها چه ندارند ...
مصیبتهایی كه برای آنها پیدا میشود آن مصیبتها را یك ثانیه ایشان میفرمودند افراد عادی نمیتوانند تحمل كنند، اصلًا نمیتوانند، نه اینكه مصیبت اصلًا برای آنها تبدیل به یك ماهیت جدای از این مقوله و به یك شكل دیگری در میآید كه هیچ تفاوتی با سایر مطالب نكند، نخیر اینطور نیست این مصیبت ها و این مسائلی كه برای انسان پیش میآید حكمتش عبارت است از ترقی و یك فرد وقتی كه میخواهد مشغول به دنیا بشود اینها میآیند و به انسان هشدار میدهد و او را متوجه آن نكته های اساسی در زندگی خودش میكند.
لذا بزرگان وقتی كه مدتی میگذشت و مطلبی پیش نمیآمد به فكر میافتادند كه چه شده؟ قضیه چه شده؟ آیا از رحمت خدا داریم دور میشویم؟ یعنی درست عكس آنچه كه ما الان فكر میكنیم. آقا ما ازدواج نكردیم پس از رحمت خدا دوریم! آقا ما زن نگرفتیم پس از رحمت خدا دوریم! آقا ما قبول نشدیم پس از رحمت خدا دوریم! آقا ما در معاملات به آن نقاط مورد نظر نرسیدیم پس از رحمت خدا دوریم! آقا ما چه چه پس ... عكس این مسئله برای آن افراد پیدا میشود.
