
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
15ما هم این مطلب را یك مطلب عادی میپنداریم، یك مطلب عادی، خب ابراهیم شش ماهه بود و از دنیا رفت اولا خود ابراهیم در همان دوران طفولیت این حالت را پذیرفت ما این را الان شش ماهه میدانیم، شش ماهه بود، هجده ماهه، یك ساله بوده. حضرت ابراهیم فرزند رسول خدا هجده ماهه بود ولی او در عالم خودش با ادراك و با اختیار این مطلب را پذیرفت. لذا الان مقام ابراهیم وقتی كه در مدینه زیارت میكنید نه به عنوان فقط یك فرزند یك سال و نیمه باشد، باید به عنوان مقام بزرگترین پیغمبر الان به این نظر بیاندازیم، خیلی مقام عظیمی دارد، همین فرزند رسول خدا كه در آنجا با این نحوه باید آنجا را زیارت كرد و فرزند رسول خدا را باید زیارت كرد.
اما از آنجا كه مطلب به رسول خدا برمیگردد رسول خدا در آن عالم خود هیچ مطلبی برای او اتفاق نیافتاده خب پیغمبر است دیگر! پیغمبر هم كه این حرفها را ندارد، هزار تا مثل این حضرت ابراهیم برایش مثل این دیوار میماند! نه، آقا این حرفها نیست، خود رسول خدا با گذشت از ابراهیم مقامی را طی میكند و مسائلی را میپیماید و یك جریاناتی را در نفس خود تغییر میدهد به همین راحتی نیست یعنی این راهی است كه خدا برای كمترین از بندگان به حسب ظاهر تا بالاترین از بندگان قرار داده است.
این گوی و این میدان، این سفره برای همه گسترده شده. ای رسول ما میخواهی به این نقطه برسی باید یا از ابراهیم یا از حسینت بگذری، این را میخواهد، من خدا هستم و مشیت من تعلّق گرفته بر اینكه این عمل را انجام بدهی، ابَی ال له انْ یجْرِی الْامُور الا باسبابِها جریان عالم تربیت باید با اسباب و با وسائل باشد. رسول خدا اینطور نیست كه صبح از خواب بلند شود تاج رسالت بر سرش گذاشته باشند صاحب مقام شفاعت كبری و ولایت مطلّقه ... نه خیر اینطور نیست. اگر اینطور باشد كه خدا ظالم است، اینطور نیست، رسول خدا هم همین را دارد و این را خدمت شما بگویم یك روز اتفاقاً مرحوم آقا داشتند راجع به این قضیه صحبت میكردند این افرادی كه میگویند كه خب اینها امام بودند دیگر مطلبی نداشتند، كسی كه امام است برایش مسئله ای نیست حالا بچه اش بمیرد، عیالش بمیرد، از بین برود سرطان بگیرد، فرض بكنید كه مالش از بین برود و سایر مسائل برایش پیدا بشود خب این امام است مصلحت را میداند مرحوم آقا میفرمودند امام، امام است ولی چوب كه دیگر نیست.
