اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت مصیبت برای تکامل انسان

14692
عنوان بصری
جلسات

ضرورت مصیبت برای تکامل انسان

12
  • یك روز من برای دیدن یكی از ارحام به منزلشان رفتم در منزلشان بسیاری از آقایان هم بودند و از جمله بعضی از افرادی كه خودشان، از افراد معروف به بیان و تبیین مسایل اخلاقی و مسایل اجتماعی برای افراد بودند از افراد معروف هم بودند. در آن منزل ما نشسته بودیم یكی از آن افراد خیلی ناراحت بود، خیلی ناراحت، با او صحبت می‌كردند آقایان و این شخص معروفی بود با او صحبت می‌كردند اصلًا حال جواب دادن نداشت به او می‌خندیدند خنده بر لبانش نمی‌آمد، یكی گفت كه آقا چه شده؟ آقا كشتی‌ات غرق شده كه اینطور هستی؟ اول چیزی نگفت ولی بعد گفت كه خیلی فكر مرا گرفته، ذهن مرا گرفته این قضیه همین فردا، ذهن مرا گرفته، فرزند من كه در فلان وزارتخانه مشغول كار بود الان وزیر عوض شده وزیر دیگری آمده من نگرانی ام این است كه ایشان كارش را از دست بدهد اگر این كارش را از دست بدهد چه كار كنیم؟ واقعاً یك خرده به این آقا نگاه كنید ... یعنی این فردی كه سالها دارد برای افراد برای مردم از توكل و از تفویض و امثال ذالك .... شما نگاه كنید ببینید چقدر باید ما دور باشیم از مسائل و قضایا كه به این نحوه نگاه كنیم. بعد من گفتم آقاجان اگر از دست بده شغلش را كه توی خیابان كه نمی‌خوابد بالاخره می‌آید در منزل خودش شما چرا ...؟

  • گفت نه آقا كسی كه توی این مملكت شغل نداشته باشد دیگر زندگی نمی‌تواند بكند گفتم آقا من خرجی‌اش را می‌دهم تا وقتی كه شغل جدید پیدا كند، شما نگران این نباش! شوخی كردم با او خیلی سالها قبل، تقریباً شاید حدود هفده، هجده سال پیش بود این قضیه، التفات می‌كنید؟ یعنی این‌قدر انسان در قبال حوادث و در قبال قضایا باید سست باشد و ضعیف باشد كه به اینگونه بخواهد نسبت به مطالب‌ نظر بیاندازد؟ اینها مال چیست؟ اینها مال این است كه مطالب در وجود ما قرار نگرفته در وجود بعضی‌ها ... اصلًا روانی می‌شوند بعضی ها، اصلًا به سرشان می‌زند، یك شغل را از دست می‌دهند به سرشان می‌زند. بابا نمردی كه تو، از دست دادی، فردا بهترش را پیدا می‌كنی. خداوند كه كافل امور است، خداوند كه خودش امور را تكفّل می‌كند. برای نرسیدن به یك مطلبی خیال می‌كنند كه دیگر مسئله تمام است، دو روز كه از یك قضیه دیر می‌شود، دو روز كه یك ازدواج دیر می‌شود خیال می‌كنند خدا دیگر با آنها قهر كرده، ملائكه دیگر فرض كنید سرناسازگاری قرار داده‌اند، دو روز كه یك جریان قطع می‌شود دیگر همه عالم و آدم را می‌خواهند وسیله و شفیع قرار بدهند برای اینكه مسئله صورت صحیح متعارف را به خود بگیرد، اینها همه برای چیست؟ اینها برای همین تعلّقات است. اگر ما بدانیم كه مسئله براساس یك حساب و كتابی است، براساس یك مبنایی است خب اینطور كه نمی‌كنیم. بسیاری از بزرگان اینها به همین قضایا و مسائل مبتلا بودند، به همین مطالب مبتلا بودند گاهی از اوقات، نه گاهی از اوقات، همیشه آنچه را كه برای انسان در این دنیا مقدر شده است در راستای صلاح اوست.