
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۲)
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۲)
25می گویند: آقا! فلانی، فلانی را محكوم كرد، ما محكوم شدیم، بله شدیم بسیار خوب، مگر حتماً قرار بر این است كه بنده علم امام زمان را داشته باشم؟ مگر حتماً قرار بر این است كه بنده به هر كیفیتی غلبه كنم تا آبروی اسلام بماند؟ شاید خدا می خواهد این را یك امتحانی قرار بدهد، یك وسیله ای قرار بدهد، آن كسی كه تو دلش مرض است، آن كسی كه تو دلش كجی است، آن كسی كه تو دلش گره است بیاید همین را بگیرد وبر آن راستا حركت كند.
اگر امیرالمؤمنین علیه السّلام می آمد و بعد از رسول خدا شمشیر را می كشید همه را صاف می كرد خب چی بود قضیه؟ تمام بود دیگر، بعد هم حكومت را به دست می گرفت شمشیر را هم می گذاشت بغل مسجد مدینه هر نفس كشی هست پا شود بیاید! كی پا می شد، می آمد؟ حكومت را به دست می گرفت ولی دیگر عالم امتحان، عالم زیرو رو شد ن، عالم بالا و پائین آمدن، عالمی كه احساسات را بیاید و برعقل و بر مبانی ترجیح بدهد، عالمی كه «أكثَرُهُمْ لا یعْقِلُونْ» بیاید حكومت كند، آنها چه می شود؟ آنها یی كه باید دراین زمینه بالا وپائین بروند، آنهایی كه باید موارد وبهانه هایی را برای راه خلاف خودشان داشته باشند ... اصلًا عالم تربیت، مزجی است بین حق وباطل.
شما می بینید یكجا حق رفت جلو، یكجا باطل آمد جلو. اینجا در قدرت، حق غلبه كرد اینجا در قدرت، باطل غلبه كرد.
امام حسین امام است ولی ازنقطه نظر بشری، قدرت و توان بشری را دارد، تیر می زنند، همین تیر می رود به قلبش چون امام است اینطور نیست كه بایستد، نه، تیر می رود از اینطرف، از آنطرف در می آید.
حضرت از اسب می افتد روی زمین، شمشیر می زنند گردن حضرت قطع می شود حالا چون امام استبنابر این باید درهمه جا .... بله یك جای دیگر هم داریم آنهم دركنار هشام بن حكم است امام باقر علیه السّلام می آید، می خواهد امامت را زیر سئوال ببرد شروع می كند به تیرا نداختن، می گوید كه شما هم تیر بزن تا اینكه حضرت فرض كنید كه من باب مثال تیر كه می آید بزند دو متر آنطرفتر، تا همه بخندند! ها! آنجا امام باقر دیگر نمی تواند بگوید: نه! حضرت برمی دارد یك تیر می زند وسط، وسط، یك میل هم نمی خورد آنطرفتر، تیر دوّم را می زند، می رود به ته تیر اوّل می چسبد، تیر سوّم ..... تا نه تیر یكی یكی به ته یكدیگر می چسبند سه متر لوله درست می شود، كی اینكاررا كرد؟ كی اینكار را كرد؟ یكی پشت دیگری، آنجا امام اینكار را می كند امّا وقتی هم كه می آیند بیرونش می كنند حضرت می آید بیرون، تبعیدش هم می كنند حضرت می آید تبعید، در هر جا آنچه را كه هست انجام می دهد، آنجا نه تا تیر را پشت سر هم می زند تا امامت زیر سئوال نرود، ولی وقتیكه مسئله امامت تمام می شود، بر همه ثابت می شود كه این امام است هر زجر و آزاری را می آید به جان خودش می خرداین می شود آنوقت امام.
