اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال‏ (۲)

14360
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال‏ (۲)

13
  • فقط وفقط مبارزه‌ی با حاكم، شخصیت امام را تشكیل می دهد این خلاف است اینطور نیست. شخصیت امام را اگر ما صد در نظر بگیریم نه یك درصد، نیمی از یك درصد اورا مبارزه تشكیل می دهد نود ونه درصد ونیم شخصیت های دیگر و ابعاد دیگر امامند.

  • چرا هشام در اینجا شخصیتش با آن شخصیت عوض شد؟ چرا؟ این اشكالی است كه در همه ما وجود دارد، هشام در زمان امام صادق، خود را شاگرد امام صادق علیه السّلام و مطیع ومنقاد اوامر آن حضرت می دانست توجّه كنید در زمان امام صادق چون حضرت می فرمودند: برو با عمران صابی برومبارزه كن ومباحثه كن، به آن عنوان می رفت، جبرائیل هم همراهش می رفت توهر مجلسی می رفت جبرائیل همراهش بود، با هر كسی بحث می كرد جبرائیل در كنارش بود جبرائیل ملك چیست رفقا؟ ملك علم است. علم و وحی والهام از ناحیه جبرائیل بر همه عوالم وجود افاضه می شود بنابراین چون بدنبال امام صادق بود جبرائیل زودتر می رفت جا می گرفت حتّی صبر هم نمی كرد این بیاید، تندتر از او می رفت دیگر، جبرائیل كه زودتر می رود. قبل از اینكه برود در آن مجلس، جبرائیل می رفت درآن مجلس حال وهوای مجلس را عوض می كرد اذهان را آماده می كرد اینها كارهایی است كه آنها می كنند دیگر، شما خیال نكنید همینطوری یك نفر می آید می نشیند و بحث می كند و می رود، نه! هزارو یك قضیه اتفاق می افتد یكیش را شما می بینید او زود تر می رود حال وهوا را عوض می كند اذهان را بر می گرداند حالا می گوید تو بیا. آنهم می آید مشغول می شود دائم به او القاءمی كند خیال می كنید هشام از پیش خودش می گفت؟ یك در میلیارد از پیش خودش نمی گفت تا یك جایی می خواست بماند فوراً یك دلیل می آمد آن دلیلی كه فوراً می آمد تو ذهن، كی می انداخت؟ جبرائیل كه بغل دستش نشسته بود منتهی او نمی دیدش، اگر او عارف بود وبزرگ بود می دید كه جبرائیل نشسته است جبرائیل می گفت خیلی خوب بابا، خودمان حرف می زنیم، خودمان داریم می گوئیم دیگر. اما نه! جبرائیل جواب می دهد، می گوید: من از طرف امام صادق مأمورم بغل تو باشم، طرف امام‌صادق به من امر كرده بیایم پیش تو، چون تو مطیع هستی بغل تو هستم اگر بخواهی اطاعتت را بگذاری كنار، صد میلیارد مثل تو نگاهت نمی كنم، اگر بخواهی از دستور امام صادق سر پیچی كنی به هزار میلیارد مثل تو اعتنا نمی كنم چون الآن به دستور امام صادق آمدی، منم آمدم بغلت نشستم، اینو می اندازم تو كلّه ات، اینو می اندازم تو كلّه ات، این جواب را بگو، بعد می گویند هشام برنده شد! هشام برد، نه بابا! جبرائیل برنده شد او كنارش نشسته بود و هر دو یكی هستند ها، هر دو در یك راستا هستند، بعد می آید پیش امام صادق، حضرت او را تجلیل می كنند، بلند می شوند واو را در جای خودشان می نشانند و حضرت می فرمایند: تو با زبانت ما اهل بیت را كمك و یاری می كنی و جبرائیل همراه با توست آنهم مقام ادب را رعایت می كند و می گوید: یابن رسول الله من هر چه دارم از شما دارم و راست هم می گوید و همینطور است و ایكاش تا آخرهم همین را می گفتی جناب هشام! ایكاش همین حرف را می زدی.