زمینه های امید به پروردگار و آثار آن در بنده
18«فسبحانَک»؛ چه خدای خوبی هستی! چقدر منزّهی! چقدر پاکی! چقدر قلبت صاف است که اصلاً گَرد برنمیدارد! عصبانی نمیشوی! ضعف اعصاب پیدا نمیکنی! شب از نگرانی ما مخلوقات خوابت نبره! زود گوشمالی نمیدهی، تعجیل به عقوبت نمیکنی! «سبحانَک» چقدر پاکی! چقدر اخلاقت عالی است! چقدر بزرگواری! چقدر سعه داری!
ما أحلَمَک؛ «چقدر بردباری!» و أعظَمَک؛ «چقدر بزرگی!» و أکرَمَک؛ «چقدر کریمی!»
مُبدءًا و مُعیدًا؛ «ابتدا کردی و انتها، ابتدا کردی به نعمت و دائماً نعمتها را ادامه میدهی!»
ابتدا کردی به نعمت درحالیکه ما نعمت نمیخواستیم، نبودیم که بخواهیم، تو دادی! حالا که ما را به وجود آوردی و میخواهی، باز هم ادامۀ مسیر دادی، مبدئاً و معیداً،ابتدا و انتها از ناحیۀ توست از اوّل و آخر، خواسته و نخواسته، از عدم به وجود آوردی «مبدءًا»؛ و وجود را در مراحل کمال ادامه میدهی «معیدًا»،
تَقدَّسَتْ أسمائُک؛ «چقدر أسماء تو پاک و منزّه است!»
و جَلَّ ثَنائُک؛ «ستایش و ثناء تو جلیل است، بزرگ است! چقدر صفات تو عالی است!»
و کَرُمَ1 صَنائعُک و فعالُک؛ «کارهایی که میکنی چقدر ظاهر است، کارهایت چقدر صحیح است!»
أنت إلهی أوسَعُ فَضلًا و أعظَمُ حِلمًا مِن أن تُقایِسَنی بفِعلی و خَطیئتی فالعفوَ العفوَ العفوَ، سیّدی سیّدی سیّدی.
«(خدایا اجمال مطلب این است که ما میخواهیم به تو عرض کنیم که:) خدایا! فضل تو واسعتر است و حلم تو بزرگتر است از اینکه مرا به عملم بگیری! من را به عملم نگیر! حلم تو واسعتر است، فضل تو بزرگتر است که مرا به فعل خودم و گناه من بگیری! من را به گناهم نگیر، برای اینکه من اعتراف به عفو دارم، میگویم: خدایا عفو کن! عفو کن! عفو کن!
فالعفوَ العفوَ العفوَ، سیّدی سیّدی سیّدی. «ای خدای من، ای خدای من، ای خدای من! ای آقای من، ای آقای من، ای آقای من! ای بزرگ من، ای بزرگ من، ای بزرگ من!»
آخر من دارم میگویم: بزرگِ من، مولای من، آقای من، ربِّ من! «العفوَ العفوَ العفو» در اینجا استجابت است دیگر! استجابت که آمد، گناهان از بین رفت، سوء ظن از بین رفت، و رجاء محقّق شد، آن أمل طویل و آرزوی دراز محقّق میشود؛ چون تا هنگامی که در دل انسان سوء ظن به خدا هست، این حجاب و پرده است و نمیگذارد که بنده جلو برود قلب باید پاک شود!
- خ ل: اکرم.

