زمینه های امید به پروردگار و آثار آن در بنده
13إسْتَوْجَبَ و أوجَبَ؛ إسْتَوْجَبَ یعنی طلب وجوب کرد؛ وَجَبَ: یعنی واجب شد؛ أوْجَبَ: یعنی واجب کرد. ما مستوجِب نیستم، یعنی مستجلِب نیستم که جلب کنیم رحمت تو را بر خودمان! نه!
طلب بخشش از خداوند بهواسطۀ سعۀ فضلش، نه اهلیّت داشتن بنده
فأنتَ أهلٌ أن تَجُودَ علینا و علَی المُذنِبین بفَضلِ سَعَتِک.
«تو اهلیّت داری که ببخشی بر ما و بر سایر گناهکاران، به فضل سعۀ خود!»
حالا که اینطور شد:
فامنُنْ علَینا بما أنت أهلُه؛ «منّت بگذار بر ما، عطا کن بر ما، رحمت را بر ما بفرست بما أنت أهلُه به آن چیزی که تو اهل آن هستی، أهلیّت آن را داری!»
نه بما نحنُ اهلُه؛ نه به آن چیزی که ما اهلیّت آن را داریم! اگر بگوییم که ببخش به ما به آن چیزی که ما اهلیّت آن را داریم، این شرمندگی است! نامۀ عمل سیاه است، کاغذ امتحان سفید است، هیچ چیز در آن ننوشتیم! نمره منهای بینهایت نشود! آن وقت ما نامۀ عمل را میآوریم اینجا، میگوییم: خدایا، این نامهای که به ما دادهای و خواستی امتحان کنی، خودت جای ما بنویس، خودت! تو این کاغذ را پر کن! تو میخواهی ما را امتحان کنی؟! ما فهمیدیم که امتحانی که میخواهی ما را بکنی، از عهدۀ امتحان برنمیآییم. مگر اینکه تو در این امتحان لحظه به لحظه به من کمک کنی و الاّ نمرۀ [منهای] بینهایت میآوریم! حالا که اینطور شد، پس بیا کاغذ ما را تو پُر کن!
«فامنُنْ علینا بما أنتَ أهلُه»؛ تو هم که خیلی استادی در نوشتن، علوم غریبه و عجیبه میدانی، ریاضیاتت خیلی خوب است، و زمینشناسیات خیلی خوب است، صنعت نفتت خیلی خوب است، ایدئولوژیات خیلی خوب است! از امتحاناتتان نمیماند! بیا این نامۀ ما را پر کن! هرچه میخواهی بنویس، آنچه را که لازمۀ مقام بزرگواری و سعۀ کرم توست!
بیان حقیقت نیازمندی بندگان به خدا
و جُدْ علینا فإنّا مُحتاجُون إلیٰ نَیلِک؛ «جود کن بر ما، ما محتاج به الطالف زائدۀ تو هستیم!»

