زمینه های امید به پروردگار و آثار آن در بنده
17خیر و فضل و بزرگواری ِدائمی از ناحیۀ تو، شرّ و گناه و سوء ظن از طرف ما
«و خیرُک إلینا نازلٌ وشرُّنا إلیک صاعدٌ ولم یَزَل و لا یَزال ملکٌ کریمٌ، یأتیک عنّا بعملٍ قبیحٍ فلا یَمنَعُک ذلک مِن أن تَحوطَنا بنعمِک، و تَتَفَضَّلُ علینا بآلائِک فسُبحانک ما أحلَمَک وأعظَمَک وأکرَمَک!»
پروردگارا، خیر تو دائماً به سوی ما دارد پایین میآید، خیرهای واسع! از حیات و علم و قدرت و رحمت و امنیّت و... ؛ تمام اینها هم خیرهایی است که دائماً از ناحیۀ تو به سوی ما میآید.
از ناحیۀ ما به سوی تو آتش و شرّ و گناه دارد میآید، معصیت میآید، بد بینی میآید، شکایت میآید، سوء ظن میآید؛ این سوء ظن دربارۀ خداست. انسان جرأت نمیکند بگوید خدایا ما به تو سوء ظن داریم ها! امّا: ای کاش اینطور میشد، ای کاش اینطور میشد، این کار غلط است ای کاش اینطور میشد ... ! این سوءظن است!
این شرّی هم که ما داریم، دائماً دارد به سوی تو بالا میرود، امّا تو همیشه تا بوده و تا هست «مَلِکٌ کریمٌ»؛ بزرگوار، آقا! دائماً نعمت میدهی و دائماً بدی میبینی، و آن کرم و بزرگواریت تکان نمیخورد! نه بهواسطۀ اینکه از ما گناه میبینی خیرت را از ما قطع میکنی و نه بهواسطۀ اینکه از ما گناه میبینی عمر ما را از بین میبری و دست به انتقام میزنی و تعجیل در عقوبت میکنی! هیچ کار نمیکنی!
یأتیک عنّا بعملٍ قبیحٍ فلا یَمنعُک ذلک مِن أن1 تَحوطَنا بنعمِک.
«دائماً از ما به سوی تو اعمال قبیحه میآید، کارهای زشت میآید، ولی این موجب نمیشود که تو نعمتت را از ما ببرّی و آن سعۀ نعمت و احاطۀ نعمت را از ما برداری!»
دائماً اعمال قبیح میآید و دائماً باز هم ما در تمام نعمت تو غوطه وریم! بالجمله آن نعمتهای تو ما را احاطه کرده است!
«و تَتَفَضَّلَ علینا بآلائِک!»؛ و این گناهان ما تو را منع نمیکند، [یعنی] اینکه تو را منع کند از اینکه آلاء و مهربانیهای تو که بر ما تفضّل کنی، جلوی آن را بگیرد؛ باز هم با آلائت تفضّل میکنی!
- خ ل: ذلک أن.

