مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۱)
12حتی به نحوی كه گاهی از اوقات كه ما درهمان زمان میرفتیم و به ایشان میخواستیم یك مطلبی، یك خبری یك قضیه ای كه در مسجد اتفاق افتاده بگوئیم ... میفرمودند من دیگر نمی خواهم اسم مسجد قائم را بشنوم.
این اینجوری است خب حالا فرض بكنید كه خب این نحو باید .... عمل كرد؟، این تعلّق موجب میشود كه انسان نتواند حركتی بكند. قارون، از اول قارون نبود، قارون از اول از یاران حضرت موسی بود. با حضرت موسی رفیق بود، پسر عموی حضرت موسی بود، بسیار با آن حضرت رفیق بود همیشه در كنار آن حضرت بود روزی ازآن حضرت درخواست میكند كه دعا كن خداوند به او ملكی عنایت كند، تملك عنایت كند، خب حضرت موسی صلاح نمیبیند میگوید برایت صلاح نیست، اصرار میكند. دعا میكند بسیار خوب. كم كم ملك پیدا می كند، تملك پیدا میكند اموال بر اموال تا به حدی كه در قرآن خدای متعال اورا ضرب المثل قرار میدهد ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ القصص، ٧٦ كلیدهای خزائن او را افرادی میكشیدند! میدانید؟ در آن موقع هر كلیدشان كه چند منی نبود مثل همین درها و كلیدها، حالافرض كنید كه پانزده یا بیست سانت، حالا هست كلیدهایی كه گاهی اوقات در این طرف و آن طرف دیده میشود.
خوب این چقدر باید گنج داشته باشد؟ چقدر باید جاهای متعددی برای نگهداری اموال، اشیاء، چیزهای عتیقه چیزهای ارزشمند، طلا، جواهرات باید داشته باشد كه آن افراد قدرتمند، افراد توانمند لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ با سختی، وزنهی این مفاتیح را بتوانند این طرف و آن طرف ببرند كه دزد نیاید وكلید را نبرد، چه كار نكند ولی این برای او چه شد؟ به یك مرتبهایی رسید این كه برای حفظ موقعیت خود دست به شنیع ترین كار، تهمت عمل خلاف وعمل قبیح به ولی زمان خودش، پیغمبر زمان خودش را میدهد.
یعنی این انسانی كه در یك وقت، خود را از زمرهی فداكاران حضرت موسی به حساب میآورد ورفیق طریق او بوده، در جنگها با او شركت میكرده، در مسافرتها با او میرفته و در كنار او بوده، این تعلّق به كجا میرساند انسان را؟ این تعلّق در همه جا هست مگر خودمان را نمی بینید؟ انسان را به جایی میرساند كه برای از دست ندادن مال، از دست ندادن شخصیت، ازدست ندادن موقعیت، حاضر است ...

