
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۱)
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۱)
25امیر المومنین در یك جا می گوید برو، برو وسط لشگر، برو وسط لشگر، در آنجا شربت و حلوا كه نمی دهند آ قا، تیر است و شمشیر است و دریكجا همین امیرالمؤمنین، می گوید دست از جنگ بردارید، دریكجا همین امیرالمومنین می گوید عثمان را نكش! بدتر از عثمان كیست؟ نكش! من امام تو هستم می گویم نكش. حالا می آیند توجیه می كنند نه آقا امیرالمومنین شوخی كردند، نه آقا! در باطن یك عده را تحریك كردند! نه آقا ... این حرفها چیست؟ چرا تهمت می زنید به امیر المؤمنین؟ چرا دروغ می گویی؟ حالا دیگر نوبت امام شده؟ می گوید نكش، نكش دیگر. اگر شما عثمان را نكشی در روز قیامت خدا به تو بگوید چرا نكشتی؟ می گویی امیرالمؤمنین به من كلك زد، می گویی آقا امیرالمؤمنین گفت دیگر خدا با تو كاری ندارد، كاری با تو ندارد. اما نه! اگر آمدی و كشتی. روز قیامت می گویی چی؟ نه این حكم ظاهرش بود حكم باطنش چیز دیگری بود! زبانش می گفت نكش اما باطنش می گفت: بكش! خدا هم می گوید چی؟ خیلی خب حالا ترتیبت را می دهیم.
تا بفهمی كه ظاهر و باطن را دركجا به كار ببری. می اندازندش در جهنم، می گوید آی سوختم، میگوید نه، نسوختی، دروغ می گویی این یك ظاهر است باطنت نسوخته، می رود پایین، پدرم در آمد، نه، دروغ می گویی این ظاهری از ...، باطنت خیلی خوب است خنك است ....
خدا بلد است، رو دست ما را دارد، او رو دست ما را دارد، خیلی خوب، خیلی عالی. آن بنده ای به مقام عبودیت است كه در خود، احساسی نداشته باشد، جان خودرا از كس دیگری بداند و این خیلی عوض می كند وضع انسان را، خیلی عوض می كند شما یك زیارت آن جوری بروید، یك زیارت این جوری بروید، می بینید چقدر تفاوتی دارد!
